در پاسخ به تقاضایی که مطلقاً وجود نداشت، این وبسایت کوچک حالا هست؛ برای مقالهها، یادداشتهای پژوهشی، پروژهها و دیگر شواهدی که نشان میدهد تلاش میکنم چیزها را در برابر دید عموم یاد بگیرم، گاهی حتی مسئولانه.
از نظر خلقوخو آدم بیشازحد جدیای نیستم. بعضی پرسشها را جدی میگیرم؛ حقوق، نهادها، آگاهی و حماقت انسان، از جمله حماقت خودم. با این حال، به جدیت نمایشی مشکوکم. عمیقاً باور دارم جدیترین شیوه نگاه به زندگی، دیدن آن بهصورت یک کمدی با هزینه تولیدی غیرمعمول است. سعی میکنم زندگی را سبک بگیرم؛ بخشی از سر فلسفه و بخشی برای دفاع از خود.
در زاگرس به دنیا آمدم؛ میان کوهها، تاریخ عشایری، گوشت، پیاز و بیاعتمادی سالم به زندگی بیشازحد راحت. تکفرزندم؛ موضوعی که چند نقص شخصیتی و بدگمانی دیرینهام نسبت به کمونیسم را توضیح میدهد.
در جوانی میخواستم خودِ دانش را بفهمم: دانستن یعنی چه، آگاهی چیست و چرا انسانها اینگونهاند. بعد بزرگسالی با هدایای سنتیاش رسید: اجاره، عدمقطعیت و ضرورت مفید شدن. وقتی فهمیدم تأمل ناب برای کسی که ثروتمندتر، باهوشتر یا ترجیحاً هر دو باشد آسانتر است، حقوق و اقتصاد خواندم، برنامهنویسی آموختم و سر از خودکارسازی، نهادها و سامانههای هوش مصنوعی درآوردم.
این همان برنامه متافیزیکی اولیه نبود، اما بیشک آموزنده بوده است.
برای نسخه طولانیتر و اداریتر، رزومهام را در ادامه ببینید.
بهترین راه ارتباط این است که کوتاه بگویید چه کسی هستید، درباره چه موضوعی میخواهید صحبت کنید و معمولاً چه زمانهایی برایتان مناسب است. همیشه در دسترس نیستم، اما تلاش میکنم به پیامهایی که هدف روشنی دارند پاسخ بدهم؛ بهویژه درباره پژوهش، پیادهسازی هوش مصنوعی، فناوری حقوقی، نویسندگی یا همکاری.
اگر در یک شهر باشیم، چای هم ممکن است. اگر موضوع واقعاً فوری است، از طریق تلگرام یا اینستاگرام و پیوندهای پایین صفحه پیام بدهید؛ شاید آنها را زودتر از ایمیل ببینم. دیگر کانالها بیشتر بهعنوان شواهد باستانشناختی باقی ماندهاند.