در تلطیف مکالمات
به نظرم نسل جدید خیلی زندگی بهتری در شبکات مجازی دارند تا ما. البته ما هم تجربیات بهتری داشتیم تا نسلهای قبل از خودمان، و امیدوارم نسلهای بعدی تجربیاتشان از این هم بهتر شود. یکی از تلخترین تجربیات هر کسی در شبکۀ مجازی مکالمات دردناک است. زبان بخش مهمی از زندگی ماست، ما از زبان و بازخورد مکالماتمان استفاده میکنیم تا موقعیت خودمان در اجتماع را ارزیابی کنیم. از مکالمات استفاده میکنیم که ببینیم ارزشمان چقدر است و چقدر برای دیگران احترام داریم و چقدر آنها برای ما حریم قائلاند.
لکن تمام این چیزها، مثل تندی فلفل است. مسلماً فلفل قبل از اینکه تند باشد، یک سبزی است، یا میوه است؟ نمیدانم، خلاصه فلفل فقط تندی نیست، پوست دارد، بافت دارد، رنگ دارد، شکل دارد، حتی به جز تندی مزههای دیگر هم دارد، اما خب تند است، مهمترین ویژگیاش تندی است. به نظرم کاری که شبکات اجتماعی با زبان کردند، مثل این بود که فلفل را بگیرند، تمام اجزاء آن را حذف کنند و فقط تندی آن را منتقل کنند.(۱) زبان دیگر نه صدا دارد، نه زمان دارد، نه مکان دارد. فقط فرستنده و گیرنده مشخص هستند و متن. هیچ چیز دیگری نیست، نه لحن، نه حس، نه سفیدی چشم نه سیاهی مو. امروزه ما ابزارهای زیادی داریم که این کاستیهای زبان دیجیتال را جبران کنیم: ایموجیها، استیکرها، ریاکشنها، همه باعث میشوند آنچیزی که از زبان از دست رفته را به آن باز گردانیم.
لابد نسلهای قبل از ما خیلی عذاب کشیدند تا این ابزارها را ساختند. خدا میداند چند شوهر همسر خود را دلمرده کردند وقتی در جواب پیامی که از آنها میخواست برای خانه وسیله بخرند نوشتند «باش» یا چند پسر شبهای بیخوابی به سر کردند وقتی به معشوق خود پیام میدادند اما تنها با کلمات سرد و سربالای دخترانه مواجه شدند. اما به هر حال آن دوران هرچه بود، به سر آمد. امروزه اگر شوهری برای همسر خودش ❤️ و 😘 نفرستد آگاهانه دارد ابراز ستیز میکند. پسرکان و دخترکان هم بهتر روابط خودشان را تنظیم میکنند. دختران میدانند یک سلام در شبکات مجازی به اندازه صدا کردن در دنیای واقعی انرژی ندارد و نباید حواس ایشان را زیاد پرت کند، پسران هم میدانند «سین زدن بدون جواب دادن» آخر دنیا نیست. تمام اینها دانش و مناسکی هستند که در این ۱۰-۱۵ سال یاد گرفتهایم و زندگیمان را زیباتر کردهاند. اول باید بابت تمام این آگاهیها سپاسگزار بود، که هستم، اینترنت یکی از بهترین اتفاقات زندگی من بوده و هست، اما بعد از آن باید به دنبال راههایی بود که کارآیی شبکات اجتماعی را از این هم بیشتر کرد.
به نظرم یک راه ساده برای افزایش کارآیی مکالمات در سطح شبکات اجتماعی فرمالیته کردن مکالمات رقابتی و تسهیل مکالمات حمایتی است. فرمالیته به معنای ماسمالی کردن نه؛ به معنای رسمیسازی.(۲) مکالمات بین انسانها منحصراً یکی از این دو حالت را دارند: مکالمات رقابتی و حمایتی.
مکالمات رقابتی همانطور که از نامشان پیداست به منظور رقابت بین انسانها شکل میگیرند. مناظرههای انتخاباتی و دعاوی حقوقی و حتی مصاحبههای کاری از این نوع مکالمات هستند. افراد در این مکالمات حرف میزنند، اما قصدشان همکاری نیست، هدفشان برنده شدن در یک بازی استراتژیک است. مثلاً دو نفر میخواهند نماینده مجلس باشند، تنها یکی از این دو نفر میتواند یه عنوان نماینده انتخاب شود پس هر دو طرف انگیزه دارند که به شکلی از کلمات و عبارات خود استفاده کنند که شانس دیگری را کاهش دهد و شانس خودش را افزایش دهد. در این مکالمات زبان ابزار کشف، ضبط و پخش دانش نیست؛ بلکه ابزار دفاع و حمله است. لکن دعوا و مرافعه هزینهبر است، به همین دلیل جوامع مکالمات رقابتی را رسمیسازی میکند. مناظرات انتخاباتی، نحوه شرح دفاعیات در دادگاه و حتی شیوه برگزاری مصاحبه کاری و تحصیلی، همهگی قانون دارند. عموماً قوانین سختگیرانهای هم هستند. دروغگویی بالکل ممنوع است، و اگر کسی دروغ بگوید عموماً بسیار بیشتر از میزان خسارتی که به بار آورده مجازات میشود، تا این مجازات قدرت بازدارندگی داشته باشد. استفاده از الفاظ شدیداللحن و رکیک،(۳) یا حتی عبارات گنگ و نامفهوم اگر مستقیماً ممنوع نباشد، مذموم و مشکوک است.
این سختگیری هم دلیل دارد. کلمات در این مکالمات مانند پول و اعتبار هستند. مال، آبرو یا حتی جان انسانها را تحتالشعاع قرار میدهند. اگر به افراد اجازه داده شود که دلبخواهی از الفاظ نامناسب در مکالمات رسمی استفاده کنند حقوق انسانها ضایع میشود. خوشبختانه تا حدود زیادی هم فرهنگ و رسوم این مکالمات رسمی در شبکات اجتماعی ایجاد شده است. در صفحات رسمی ردیت یا کوارا، افراد اجازه ندارند هرچه میخواهند بگویند. اشاره به نوشتههای پیشین باید مستند و دقیق باشد و استفاده از کلمات دیگران باید همراه با نقلقول باشد و از همه مهمتر، دروغ گفتن ممنوع است.
اما به نظرم مکالمات حمایتی همچنان ناشناختهاند. بخش کمی از مکالمات انسانها برای رقابت بر سر منابع است. اکثر مواقع انسانها صرفاً برای سرگرمی و تولید دانش از زبان استفاده میکنند. اکثر گروههای گیم، سینما، ورزش و غیرهم که در شبکات مجازی هستند، چیزی جز سرگرمی تولید نمیکنند. دکتر آریا همیشه میگفت که اقتصاد انسانی از کار به سمت استراحت حرکت میکند(۴) و با مرور زمان تعداد کسانی که برای کار بار برمیدارند بسیار کم میشود تا جایی که در جامعه هیچ کارگری باقی نمیماند اما میلیونها فرد برای سرگرمی دیگران وزنه بلند میکنند. به نظرم این استفاده از زبان، کاملاً هم پسندیده است، اما افراد باید یاد بگیرند که برای سرگرم کردن یکدیگر نیاز به تخریب و رقابت نیست. میتوان جک گفت، میتوان ویدیوهای جذاب ساخت و… همانطور که در یک خانواده جمعی از برادران حق ندارند همدیگر را واقعا بزنند اما میتوانند ساعتهای متمادی با هم کشتی بگیرند، باید به خاطر داشته باشیم که میتوانیم ساعتهای طولانی در شبکات مجازی یکدیگر را دستبیاندازیم اما حق نداریم محض تفریح مال و آبروی دیگران را بازیچه قرار دهیم.
از طرف دیگر، خیلی اوقات هم مکالمات برای تولید دانش و هماهنگی است. افراد تجربیات یکدیگر را یاد میگیرند. در مورد فیلمها، کتابها و مقالات مختلف تبادل نظر میکنند و در حین این سخن گفتنها از همدیگر یاد میگیرند. هرچند کشف دانش و ترویج آن یک فراینده رسمی و دقیق دارد، اما از نظر من بسیاری از ما در بستر غیررسمی همان اندازهای یاد میگیریم که در بسترهای رسمی، چه بسا بیشتر. لکن نباید فراموش کنیم که در بستر غیررسمی، اصل بر رواداری است. گروههای علمی یا هنری در شبکات مجازی بیشتر از اینکه شبیه سمینار علمی یا دادگاه باشند، شبیه فضای کلاس هستند قبل از اینکه معلم وارد شود. در مورد حقایق بحث بکنیم، اما مچگیری ممنوع. اگر کسی نکتهای را اشتباه به خاطر آورد یا نمیتوانست دادهها و منابع خودش را به دقت نقلقول کند باید از او بگذریم، چرا که هرچند این اصول در مکالمات رسمی بسیار سودآور و مهم هستند، در مکالمات روزمره اگر وارد شوند جلوی ایجاد مکالمات مفید و کاربردی را میگیرند.
تصور کنید در هر گروه، هر صفحه، هر سایت، در مورد هر مطلبی که میخواستید نظری بدهید باید نظر خودتان را یا از اصول اولیه تبیین میکردید یا با نقلقول از دیگر یافتههای علمی آن را سازماندهی و اعلام میکردید؛ آیا در چنین جهانی آیا شما کلاً نظر میدادید؟ بله میدادید اما احتمالاً خیلی کمتر از آن چیزی که کارآمد است. من دوست ندارم انسانها نظرشان به من نگویند چون که نمیتوانند آن را به شکل رسمی تنظیم کنند. خیلی افراد نظرات مفید و دقیقی دارند، اما دانش تکنیکال کافی برای تنظیم آن را ندارند، نباید خودمان را از دانش این افراد محروم کنیم. از طرف دیگر، حتی کسانی که دانش تکنیکال دارند، خیلی مواقع وقت و هزینه تنظیم دقیق نظرات خود را ندارند. آیا شما ترجیح میدهید سر میز صبحانه با برتراند راسل حرف نزنید چون او نمیتواند هرچیزی که میگوید را با مآخذ و منابع برای شما شرح دهد؟ من حس میکنم چنین کاری خلاف عقل است. چرا که بسیاری از ما، شاید حتی همه ما، دقیقاً همین جاها، یعنی سر میز صبحانه، توی رختخواب، روی کاناپه و حتی گاهی داخل مستراح و حمام در شبکات مجازی چت میکنیم. اما آیا این مکالمات ما بیارزش هستند؟ یقیناً اینگونه است.
البته یک چیز دیگر هم که لازم است بیشتر به آن توجه کنیم، سلامت روان کودکان و نوجوانان در این فضاست. به نظرم یافتههای پروفسور هایت(۵) باید جدی گرفته شوند، دسترسی کودکان به این محیطها باید محدود، تحت نظارت و عاری از هرگونه سواستفاده باشد. در این زمینه هنوز تا رسیدن به یک شرایط پایدار بسیار فاصله داریم، اما به نظرم آینده در این مورد هم بسیار روشن است.
در آخر، به نظرم فضای مجازی هرچه جلوتر میرویم دلنشینتر و زیباتر میشود. بسیاری از ما متوجه نیستیم، اما تمام شبکات مجازی، امروزه فضایی دوستانهتر از ده سال پیش دارند. من امیدوارم که این ترند به همین شکل ادامه پیدا کند و ده سال بعد فضای مجازی از این هم دلنشینتر شود. به جای رقابتهای غیرمفید و بدون بازده، مکانی برای دوستیابی و همکاریهای هدفمند باشد، سرگرمی و تولید دانش در آن بیشتر و بیشتر شود و رسیدن به چنین فضایی، تنها در سایه احترام متقابل، رواداری و صداقت محقق میشود.
-احمدرضا عظیمی کُهنابی
–––––––––––––––––––––––––
پینوشت: این متن هم متن به درد نخوری است. آنقدر که حتی دوست ندارم یک بار هم آن را بازنویسی کنم. ولی چون برخی دوستان مرا باد میکنند گاهی جوگیر میشوم و از این متنها هم منتشر میکنم. امیدوارم که لااقل این دسته از رفقا از این متن بهره ببرند. دیگران هم که دیگرانند.
۱. فکر کنم مولکولی که باعث تندی فلفل است کپسیسین است، و برخی شرکتها هستند که ملکول خالص کپسیسین را تولید میکنند و میفروشند، و این ماده، تندی خالص است. یعنی هیچ مزه و بافت خاصی ندارد، صرفاً به محض برخورد با زبان مزه تندی را منتقل میکند. البته تندی مزه نیست و نوعی درد است، اما آن بحث دیگری است.
۲. کلمه فرمالیته در فارسی معادل کلمه formalize انگلیسی است، که یعنی شکل (فرم) دادن به امور. در فارسی مجازاً به معنای ماسمالی کردن به کار میرود. اما معنای اصلی آن نیست.
۳. قبلاً در این متن اشاره کرده بودم که چه مواقع حتی در مکالمات رسمی هم میتوان از الفاظ رکیک استفاده کرد. اما واضع است که این موارد نادر هستند و اصولاً باید از این استفاده از این الفاظ در مکالمات رسمی خودداری کرد.
۴. یعنی عبور از اقتصاد labor به اقتصاد leisure
۵. کتاب The Anxious Generation از جاناتان هایت.
