جنگ ایدهها: مرثیهای برای خامنهای
یک متنی نوشتهام به طراوت کویر و به نظم شعلهقلمکار. بشتابید و بخوانید، بلکه خوشتان آمد. چاردیواری بیاختیاری دیر وقتی است که بدون اختیار خودم جبرگرا شدهام. حس میکنم خیلی قبل از اینکه…
خواندن نوشته ←Oss Ahmad / Writing archive
Essays, notes, translations, opinions, and evidence that I occasionally finish a thought.
یک متنی نوشتهام به طراوت کویر و به نظم شعلهقلمکار. بشتابید و بخوانید، بلکه خوشتان آمد. چاردیواری بیاختیاری دیر وقتی است که بدون اختیار خودم جبرگرا شدهام. حس میکنم خیلی قبل از اینکه…
خواندن نوشته ←دروغ چرا. من از مرگ میترسم. همیشه سعی میکنم انسانی مِقدام باشم، اما انسان که نترسد و اقدام کند شجاعِ آگاه نیست، شجاع خام است. آدم باید شجاع از سر ترس باشد، شجاع از سر دانش. به همین خاطر…
خواندن نوشته ←– Would you prefer it to give up eating or orgasming for the rest of your life?+ can I give up both? AI is looming over the globe, bioengineering, genetics and neurology are changing the way we look at human experience. To me it’s becoming more and more apparent that a booming change is about […]
Read the piece →صفوف ترکان از قلب ارتش اسلاو که میگذشت؛ ویرانی و ظلمت بود که حاکم میشد. گروه گروه راه میافتادند در روستاها و شهرها و مردم بیدفاع را غارت میکردند. جان میگرفتند، مال میبردند و جان به مال میفروختند. مرسوم بود دختران جوانتر را باکره بگذارند تا قیمتشان کم نشود. خریدارشان هم بردهفروشان سوری و فلسطینی […]
خواندن نوشته ←اولین جمله «همه چی خوشگلی نیست.» این اولین چیزی بود که به من گفت. خیلی هم به من بر خورد. آخر جلسه انجمن بود، خیلی دوست داشتم سخنگوی انجمن من باشم. هی گفتم من در اینستاگرام فلان میزان دنبال کننده دارم، قبلاً توی مدرسه گویندگی کردهام و جایزه بردهام. اینها که جواب نداد به بقیه […]
خواندن نوشته ←تا الان سر در وبسایت من، داخل کانالم و خیلی جاهای دیگر، نوشته بودم: «مثل همه، فقط بیشتر.» این عبارت رh هم از دن کارلین یاد گرفتم که ازش برای توصیف ژاپنیها در طی جنگ جهانی دوم استفاده می…
خواندن نوشته ←اولین جمله «همه چی خوشگلی نیست.» این اولین چیزی بود که به من گفت. خیلی هم به من بر خورد. آخر جلسه انجمن بود، خیلی دوست داشتم سخنگوی انجمن من باشم. هی گفتم من در اینستاگرام فلان میزان دنبال کننده دارم، قبلاً توی مدرسه گویندگی کردهام و جایزه بردهام. اینها که جواب نداد به بقیه […]
خواندن نوشته ←تحلیل گوهخوری ابعاد زیادی دارد. یک راه این است که لفظ «گوه خوردن» را بررسی کرد: این لفظ مجازاً به معنای بیان حرفهای اشتباه و خطا به کار میرود. اما حقیقت این است که الفاظ نسبت یکبهیک و دقیقی با معانی ندارند و یک منطق مکدر(۱) بر تمام مداخل لغتنامهها حاکم است. گوهخوری هم از […]
خواندن نوشته ←من اینو ترجمه ساده میکنم، کسی اصل داستان رو خواست متن رو بده هوش مصنوعی ترجمه کنه بخونه (۱). خلاصه داستان اینه: بیاید برای حرف زدن توی فضای مجازی یه معیار درست کنیم. مثل ریشتر که معیارهای زلزله رو درست کرد. توی فضای مجازی، انسانها ایدههای خودشون رو مشترک میکنن، این ایدهها میتونن صحیح و […]
خواندن نوشته ←در تلطیف مکالمات به نظرم نسل جدید خیلی زندگی بهتری در شبکات مجازی دارند تا ما. البته ما هم تجربیات بهتری داشتیم تا نسلهای قبل از خودمان، و امیدوارم نسلهای بعدی تجربیاتشان از این هم بهتر شود. یکی از تلخترین تجربیات هر کسی در شبکۀ مجازی مکالمات دردناک است. زبان بخش مهمی از زندگی ماست، […]
خواندن نوشته ←پیشنویس: از نتیجهگیری این متن عبور کردهم و صرفاً برای راستگویی و تعهد به شفافیت آن را از این صفحه پاک نمیکنم. اولین پیروز این انقلاب، اسلام است توضیح عبارت عربی: ترجمه عبارت بدین شکل…
خواندن نوشته ←یک متنی نوشتهام به طراوت کویر و به نظم شعلهقلمکار. بشتابید و بخوانید، بلکه خوشتان آمد. چاردیواری بیاختیاری دیر وقتی است که بدون اختیار خودم جبرگرا شدهام. حس میکنم خیلی قبل از اینکه…
خواندن نوشته ←حواستون هست که الان آخرین روز سال ۲۰۲۵ هست؟ چند ساعت دیگه وارد سال ۲۰۲۶ میشیم و امیدوارم این سال دیگه آخرین سال حکومت آخوند باشه. برام عید سال نو خارجیها همیشه تداعیگر پیر شدن بود. چو…
خواندن نوشته ←بعضی وقتها بعضی چیزها نمیشود و برایمان مهم نیست که نشد. سال آخر دبیرستان درس نمیخواندم. مثل سال اول دبیرستان. کلاً آدم درسخوانی نبودم. علم را دوست داشتم، اما مسیری که مدرسه و مسجد برای…
خواندن نوشته ←اخیراً عزیز جانم برایم ساعتی خریده و از این هدیه اندیشناک شدهام. خود هدیه بسیار زیباست، اما تملک آن بدون پرداخت هیچ پولی حس غریبی دارد. آخرین بار در خیابان زند شیراز ساعتی خریدم به قیمت…
خواندن نوشته ←این روزها غم دوری و غم مرگ برایم آمیخته میشوند... فرصت زیادی برای فکر کردن ندارم، اما یکی از افکاری که مدام برایم متداعی میشود فکر خانه است. در این شهر بزرگ آواره شدهایم. بیجا و مکان.…
خواندن نوشته ←خیلی اوقات وقتی که بحث انگلیسی پیش میاد، انسانهای مقید به دنیا زود میپرسن «مدرک داری؟» و من همیشه میگم «نه.» واقعاً مدرک به چه دردی میخوره؟ معمولاً به شوخی میگم که «من برای آخرت زبان…
خواندن نوشته ←گاهی در میان دوستان میگفتم «استعمار خوب است.» یا مثلاً «آلمانیها بیشتر از تمام ملل دیگر به تعالی بشریت خدمت کردهاند.» و پاسخهایی که دریافت میکردم بسیار برایم تعجبآور بود. تا اینکه…
خواندن نوشته ←افلاطون از آریستوفان نقل میکند: در آغاز انسانها جفت به دنیا میآمدند، گاهی پسر-پسر، گاهی دختر-دختر و اکثر اوقات پسر-دختر. هر جفت چهار پا و چهار دست و چهار چشم داشت و از شکم به هم متصل ب…
خواندن نوشته ←لینکلن مرد بزرگی بود. در اعلامیه استقلال آمریکا آمده است که «طبیعت و خدای طبیعت برخی حقوق جداییناپذیر را برای انسان قرار دادهاند و از زمرۀ این حقوق میتوان به زندگی، آزادی و جستوجوی خو…
خواندن نوشته ←مدتی است که در خودم فرو رفتهام. دلیلش را خوب میدانم. یا لااقل فکر میکنم که میدانم. اگر چیزی که میدانم درست باشد، تنهایی من بیش از همه چیز تقصیر خودم است. نمیخواهم در این متن از تقصی…
خواندن نوشته ←صبح بعد از اینکه از صدای انفجار بیدار شدیم کلی خندیدیم. کمدی چیزی نیست جز تراژدی به علاوه زمان. ولی خندیدن ما از این قاعده پیروی نمیکرد چون تراژدی بود منهای زمان. اما به نظرم موقع وقوع ت…
خواندن نوشته ←هوا خوب بود. بعد از ۳۰-۴۰ سال گرمایش زمین متوقف شده بود و هوای تهران داشت خنک میشد. داشت میشد همان هوای همیشه بهار زیبایی که در سفرنامههای قجری برایش دلتنگ میشدند. حالا هم وسط تیر ماه…
خواندن نوشته ←حمیدرضا پسر سرسخت ولی مهربانی بود. با إحکام و سربالا حرف میزد، ولی هرچه میگفت فروتنانه و پر از خشوع بود. در یکی از دهاتهای اطراف زنجان بزرگ شده بود ولی لهجۀ ترکی نداشت. بسیار باهوش بود…
خواندن نوشته ←مدتی است که در فکر سگکشیهایم فرو رفتهام. چند روز پیش دختری که اوایل جوانی کمتر از دو هفته عاشقش بودم را دوباره دیدم و میخواستم کله از تنش جدا کنم بسکه از خودپسندی و حماقتش خونم به جوش…
خواندن نوشته ←دروغ چرا. من از مرگ میترسم. همیشه سعی میکنم انسانی مِقدام باشم، اما انسان که نترسد و اقدام کند شجاعِ آگاه نیست، شجاع خام است. آدم باید شجاع از سر ترس باشد، شجاع از سر دانش. به همین خاطر…
خواندن نوشته ←– Would you prefer it to give up eating or orgasming for the rest of your life?+ can I give up both? AI is looming over the globe, bioengineering, genetics and neurology are changing the way we look at human experience. To me it’s becoming more and more apparent that a booming change is about […]
Read the piece →من حتی این کتاب را باز نکردهام اما بیاید ادعای عنوان این کتاب را بررسی کنیم: مشخص کردن این که فرد چه زمانی یک زبان را آموخته کار بسیار دشواری است و مناقشههای بسیاری در مورد آن مطرح است.…
خواندن نوشته ←بسیاری از اطلاعاتی که ما دریافت میکنیم زباله است. دلیل اینکه بسیاری از اطلاعات حقیقت نیست سه بخش دارد: اولاً کشف حقیقت سخت و پرهزینه است، ولی ابداع تخیلات ارزان و کمهزینه است. کشف حقیقت اکثر مواقع نیازمند سرمایهگذاری هنگفت است ولی توجیه پدیدهها با روایات خیالی عموماً بدون هیچ هزینۀ مادی محقق میشود. ثانیاً […]
خواندن نوشته ←صفوف ترکان از قلب ارتش اسلاو که میگذشت؛ ویرانی و ظلمت بود که حاکم میشد. گروه گروه راه میافتادند در روستاها و شهرها و مردم بیدفاع را غارت میکردند. جان میگرفتند، مال میبردند و جان به مال میفروختند. مرسوم بود دختران جوانتر را باکره بگذارند تا قیمتشان کم نشود. خریدارشان هم بردهفروشان سوری و فلسطینی […]
خواندن نوشته ←میخواهم اتفاقات معمولی و بدون اهمیت یک شب عادی را با جزئیات زیاد بنویسم. راستش برایم اهمیتی ندارد این متن برای خوانندگان جذابیتی داشته باشد، میخواهم آن را بنویسم برای اینکه نوشته باشم، برای اینکه سالها بعد بیایم و یکباره این متن را پیدا کنم و تلخخندی بزنم و با بغض در گلو به ادامۀ […]
خواندن نوشته ←میخواهم دو کلام حرف تلخ بزنم: حقیقت این است که انقلاب ماشینی است که موتورش خون میخورد. همان سال 57 هم همین بود. سال 1789 هم همین بود. الان هم همین است. اگر مهسا و نیکا و حدیث و سارینا ن…
خواندن نوشته ←محضن (۱) من در دهدشت را «رواق» مینامند. نمیدانم چه شد که نام این محلۀ کمساکن در آن شهر دورافتاده را رواق گذاشتند. اما همیشه این نام را دوست داشتم. بزرگتر که شدم و فلسفه خواندم از رواق…
خواندن نوشته ←فکر وسیلۀ حل مسئله است اما در بسیاری مواقع فکرِ بیشتر باعث نمیشود که ما مسئله را بهتر یا سریعتر حل کنیم. اتفاقاً بیشتر فکر کردن در خیلی از وضعیتها خود تبدیل به معضلی میشود که نیاز به…
خواندن نوشته ←پیشنویس: با لهجۀ عربی بخوانید خیلی سال پیش، قبل انقلاب بود که دم دم غروب شیخ سوار یک تویوتا دو هزار آمد سه کارتن تمام متاع داد به غلامحسین و گفت فیالفور برساند به من. من هم که گرفتمشا…
خواندن نوشته ←یه کامنتی یکی از دوستان ارجمند گذاشته بود استوار بر این مبانی که «حنا نذار ممکنه دخترا مسخرهات کنن» من الان هرچی گشتم پیدا نشد. البته راستش من وقت نداشتم کامنت رو درست نخوندم و استدلال ک…
خواندن نوشته ←هوای شیراز به شکل آزاردهندهای خوب است. باد میآید، سر ظهر زیاد گرم نمیشود، میخواهم از تندی آفتاب شکایت کنم اما یک ابر بزرگ میآید و سایۀ خودش را روی این شهر آفتزده میگستراند. در شیرا…
خواندن نوشته ←هیچ دو انسانی مثل هم نیستند. تلاش برای فهم یک نفر از طریق تمثال دیگری کار اشتباهی است، چه رسد به فهم یک نفر با تشبیه او به انسانی که هشتصد سال قبل از او زیسته. تشبیه تتلو به مولانا نه برا…
خواندن نوشته ←اخیراً آقا مظفر مطلبی در مورد فحاشی نوشت که به نظرم یک ایراد نظری اساسی داشت و آن هم اینکه به شکل کتگوریکال هیچ جایگاهی برای الفاظ رکیک قائل نبود و جواز استفاده از آنها را بالکل نفی میکر…
خواندن نوشته ←من متوجه شدهم آدمهایی که پیامها رو سین نمیزنن و دیر سین میزنن عموماً انسانهای مضطرب و افسردهای هستن، به قول روانشناسها (۱) عموماً روانرنجوری بالایی دارن و کنترل احساسات خودشون بر…
خواندن نوشته ←با اجازۀ بزرگترهای جمع من میخوام زن بستونم. باور کنید حدود ۴ تا دختر رو تو همین دو هفته پروندم چون میخواستم بشینم درس بخونم. وقت و حوصله ندارم برم خودم دنبال دخترای مردم. زین سبب دخیل…
خواندن نوشته ←آقا در باب فرزندآوری، راستش جز این که جوردن پیترسون به من اثبات کرده بهترین کاری که آدم میتونه برای سعادت خودش بکنه اینه که چهار پنجتا کره خر بیاره باهاشون گلکوچیک بازی کنه، من مثل دکت…
خواندن نوشته ←برخیا فقط حساب بلندند. برخی فقط عروض. برخی هم برخی چیزهای دیگر. نه که واقعاً هیچ چیز دیگر ندانند، اما فقط وقتی آفتابی میشوند که بحث حساب یا عروض باشد. آن هم نه برای این که کاری را بهتر ک…
خواندن نوشته ←I have an app called Flip that is basically an stop-clock. Whenever I start writing or studying I start it and whenever I take a break I stop it. It collects data like how much I studied,…
Read the piece →دو سال پیش ساکن خانه بودم اما دلم برای خانه تنگ بود. انگلیسیام تازه خوب شده بود، جوری که میتوانستم بدون زیرنویس فیلم ببینم و کتاب بخوانم. به قول اوس کریم خزیده بودم کنج اتاقم و اسفنجوا…
خواندن نوشته ←میگفت «چی بنویسم حاج آقا؟ والا هرچی من میفهمم رو فخر رازی هم میفهمه...» خلاصه برخی دوستان ما رو چنان میزنن که بیشتر بنویس انگار چشمۀ حیات رو پیدا کردم اما به جای سیراب کردن بشریت دارم…
خواندن نوشته ←امروز زندگینامه نیچه را تمام کردم و هنوز او را نخوانده روح دیونوسوس را در خود متجلی میبینم و بر خود دیدم که کمی با چکش بفلسفم! فلسفیدن البته در معنای سنتی خود نیازمند دقت است. هگل این ر…
خواندن نوشته ←چشمه بلقیس (از مظفر جهانگیری) **** سال 1392 بود که صدایم کردند برای یک کار مدیریت پروژه معدن در استان کهگیلویه و بویر احمد . اتفاقی که بعدا برایم تبدیل شد به یکی از خاطره انگیزترین بخش ها…
خواندن نوشته ←«مرهم دردمان که نیستند هیچ، جرح نژندی هم به ما میزنند.» تأکیدم هم بر لفظ جرح است. در ادبیات اسلامی چنان از آبروی مؤمن سخن میگویند که گویی جان مؤمن است. در روایات آمده که برخی از آدمهای…
خواندن نوشته ←حیوان خانگی همیشه برای من نوعی توهین بود. منظورم توهین به شخص خودم است. انگار کسی که دارد سگ میگرداند به شخص من فحش میدهد. به پدرم، به برادرانم، به تمام کس و کارم در دهاتهای پشت کوه و…
خواندن نوشته ←این آهنگ مال وقتیه که خودم تنهایی داخل این کانال بودم و برای خودم آهنگ میفرستادم و دلخوش بودم به زندگی درویشانهم روی پشتبوم خونمون. Roar - I can't Handle Change یادمه یه بار داشتم رو پ…
خواندن نوشته ←داشتم روی یکی از صدها متنی که هیچوقت منتشر نمیکنم کار میکردم و عبارت زیر را در میان یک جملۀ مرکب مینوشتم: «التزام به التذاذ حداکثری در حد و حدود اخلاقِ عُقلائی» یکباره به خودم آمدم و ب…
خواندن نوشته ←در رؤیاهای من تمام انسانها omniglot هستند و من قبلاً هم در مورد این رؤیا نوشتام. (۱) اما تحقق این رؤیا نیازمند باهوشتر شدن نسل بشر است. میانگین هوش بشر الان ۸۷ است با انحراف معیار ۱۷ و…
خواندن نوشته ←من آدم تفریح نیستم. اگر جایی کار باشه پایهام، اما اگر جایی هدف فقط لذت بردن از زندگی باشه من تمام قابلیتهای خودمو از دست میدم. به قول شهید ثانی تفاوتی بین من و جمادات باقی نمیمونه و م…
خواندن نوشته ←فرق دارد که کسی از سر تقصیر گناه میکند یا از سر قصور. خاطرۀ اول من هم در مورد وقتی است که این تفاوت را با چشمان خودم دیدم. ماجرا از این قرار است که کودک بودم و به اتفاق خانواده رفته بودی…
خواندن نوشته ←یکی از آهنگای مورد علاقۀ من یک ترانۀ قدیمی پاپ است که جویس هیث سال ۱۹۶۱ خوانده. ترانهاش هم داستان عشقی است که امروزه کمتر پذیرفته میشود. چنان که من میفهمم شعر از زبان دختر جوانی است خط…
خواندن نوشته ←در مورد بیماریهای خودم که مقاله میخونم دلم میگیره. چون دکترای خوب و مهربون همهاش توشون میگن که کاری که باید بکنیم اینه که به بقیه دکترا اخطار بدیم، مردم رو بهشون آموزش بدیم، توضیح بد…
خواندن نوشته ←نصف شب داشتیم از کنار مغازههای بسته شدن میگذشتیم. خدا میداند که چطور سر از آن خیابان خالی در آوردیم. بسیار گرسنه بود، من هم میدانستم که گرسنه است، اما چیزی نمیگفت. به یک در کوچک سبز…
خواندن نوشته ←تو سالهای دانشجویی حمیدرضا با محبت معمولی، توجه محترمانه و ادبی دوستانه باعث شد تصور «عشق کامل» رو بذارم کنار و به پیشنهاد ازدواجش بله بگم. حمیدرضا بلد نبود کادو بخره یا برام جملات عاشقان…
خواندن نوشته ←مشکل زنده بودن این است که آدم نمیداند کجای زندگیاش را برای بقیه تعریف کند. نمیدانی آن موقع که در ۲۳ سالگی با سومین دوس دخترت رفته بودی شمال و یک خرس شکار کرده بودی جذابترین اتفاق زندگ…
خواندن نوشته ←مرگ بر جهان ابراهیم گلستان گذشت و از این جهت مثل همه رفت. ولی هیچ چیزش مثل همه نبود. از خاندانی برخوردار میآمد. ثروت داشت. خوشتیپ بود. حافظهای قوی داشت. تنی درست. ارتباطاتی قوی. هوش اق…
خواندن نوشته ←جلوی دانشگاه بلند و باریک منتظر میم ایستاده بود. یک جفت پوتین مشکی و یک شال راه راه مشکی-قرمز پوشیده بود و زیر هوای ابری سعی میکرد برخوردِ قطراتِ کوچکِ بارانِ نمنم را روی پوستش حس کند.…
خواندن نوشته ←از بچگی مجذوب نیل بودم، اما نیلی که در کوه و جنگل است خیلی برای من جذاب نیست. نه رودخانۀ پرآبی است، نه خیلی با باقی رودخانههای آن اطراف تفاوت دارد و نه خیلی برای مردم آن مناطق ارزشمند ا…
خواندن نوشته ←دو سال پیش همین موقعها مهران عکسی که الان پروفایل کانال شده را از من گرفت. خوب به یاد دارم که آن روزها دچار دلپیچۀ بدی بودم. چاقیام منجر به بیماری شده بود، بیپولی باز شدت گرفته بود و…
خواندن نوشته ←به دوستی میگفتم که من انسانهای خجالتی را دوست دارم. این حرفم در نظرش بالحق عجیب آمد. آدمهای حجالتی عموماً سرشار از اضطراباند و رهبری کردن و جواب منتقدین را دادن و سروکله زدن با آدمها…
خواندن نوشته ←پستی نوشته بودم و در آن پز داده بودم که من در آینده شوهر خیلی خوبی میشوم، و نوید جان شهروزی که دیونی بر گردن ما دارد سنگینتر از صلیب مسیح زیر همین پست نوشت: اگر دختر داشتم مسلماً به خوا…
خواندن نوشته ←هرچند نوید گفته بود که اینها به «دنبال گردن برای طناب دارشان میگردند»، من نگران توماجم چون او از آدمهایی است که گردنش به دنبال طناب دار میگردد. چون ترجیح میدهد سربهدار بایستد تا سرب…
خواندن نوشته ←یک روز خوب امروز بر خلاف معمول برایت به فارسی مینویسم، چون قصد دارم مدخل امروز را در کانال منتشر کنم. شاید هم منتشر نکردم، اما مهم نیست، در کل خوب است گاهی اینجا به فارسی بنویسم، تا هم ز…
خواندن نوشته ←چرا ساعت چهار بیدار میشوم؟ اصلاً چه شد اینطوری شد؟ واقعاً نمیدانم. چیزی که در خاطرم هست این است که در دوران دبیرستان در اشعار قدیمی در باب شببیداری و شبزندهداری و رِندی عرفاء میخوان…
خواندن نوشته ←راستش من نمیدانم چه چیزی مرا سر حال میکند. اگر میدانستم خوب بود، آن کار را همیشه تکرار میکردم، اما نمیدانم. و حقیقتش فکر میکنم که این سر حال بودن از آن چیزهایی است که اصلاً قرار نیس…
خواندن نوشته ←درس خواندن هم مثل سحرخیزی از آن چیزهایی است که درست نمیدانم چطور شد این چیزی که الان هست. شاید یک روزی فهمیدم چه شد که قلبم به این سودا مبتلا شد. اما هرچیزی که الآن هست، بدین شرح است: من…
خواندن نوشته ←در این روز خوب، نه تنها کارهایی که باید انجام میدادم را به سرانجام رساندم. اما از کارهایی که نباید میکردم هم پرهیز کردم. مثلاً ترس خودم از خیابان ارم را کنار گذاشتم و با دوچرخه رفتم خری…
خواندن نوشته ←امروز از یاسوج راه افتادم تا بیایم و ساکن یزد شوم. تابستان تنهایی و درس از چند روز دیگر رسماً شروع میشود و با هیجان در حال شروع کردنش هستم. اولین چیزی که در مورد کویر توجه آدم را به خودش…
خواندن نوشته ←اکثر موارد ما مردان هستیم که در اثر تبعیضهای مختلف از زنان جلو افتادهایم. اما یک زمینه که در آن زنان یقیناً اوضاع بهتری از مردان دارند، در نامهایشان است. نامهای مردانه عموماً مردانه ه…
خواندن نوشته ←دلم نمیخواهد که در این مختصر، از مهرداد صمدی، افسانهای بسازم؛ اما اینطور آدمها خودشان خودشان را افسانه میکنند_ نرم نرمک کاری میکنند که دیگر انسان میان واقعیّت و توهُّم، نتواند واقعیّ…
خواندن نوشته ←گفته بودم که من برخی جملهها دارم که شالودۀ فکری و اخلاقی زندگی مرا تشکیل میدهند. قبلاً در مورد یکی از آنها هم چیزکی نوشته بودم. این جملهها بر تصمیمات علمی و اخلاقی من حکومت میکنند. با…
خواندن نوشته ←پرسش دکتر آریا: اینکه خیلی از بخش های اقتصاد با سرعت دیگر نیازی به نیروی کار نخواهد داشت، قابل پیشبینی است. هر روز فرایند مکانیزه شدن مشاغل خدماتی و حتی فکری هم داره سرعت بیشتری می گیره.…
خواندن نوشته ←بیلی میگفت که هیچوقت نمیشود به خانه برگشت. داستان خودش را هم به آن اضافه کرده بود، که بعد از بیست سال به بوستن برگشته بود. کوچه پسکوچههای کودکی او را کوبیده بودند و به جای آن اوتوبان…
خواندن نوشته ←این اواخر کمتر مینویسم و بیشتر میخوانم. دلیلش این است که بدون گوشی میروم سالن مطالعه، و از آنجایی که عادت دارم داخل گوشی بنویسم، نوشتن تنگ آمده. اما امروز وقتی از ضمان و احسان و علل ر…
خواندن نوشته ←یک روز بیلی از خواب بیدار شد و در کمال تعجب دید که یک اژدها در اتاقش ایستاده است. او دستی به سر اژدها کشید و اژدها هم برای او دم تکان داد. بیلی به طبقۀ پایین رفت و به مادر گفت که: مامان ی…
خواندن نوشته ←امروز کلمۀ معادل دیگری میخواهم معرفی کنم: روانیاوه. در مقابل کلمۀ psychobabble که به معنی حرفای صد من یک غاز در حوزۀ روانشناسی (مخصوصاً روانکاوی) است. دیدگاه من نسبت به علم روانشاسی به…
خواندن نوشته ←من خیلی از مواقع به دوستان خودم میگویم شباهت عجیبی بین افراطیون چپ و مذهبی مشاهده میکنم. به شکلی که گویا مرتبتی در معرفتشناسی چپ وجود دارد که در آن وقتی از هایدگر و نیچه عبور میکنید و…
خواندن نوشته ←بسیاری مردمان برای تفریح و سرگرمی سفر میکنند. میروند به کشورها و مناطق دور دست. پول خرج میکنند، هتل رزرو میکنند و کلی مشقت به جان میخرند تا فقط لحظهای در بالکن یک هتل درجه چهار توی…
خواندن نوشته ←اعتراضات به حق مردم و حوادث خونبار ماهها و سالهای اخیر حقایق بزرگی را به ملت ما ثابت کرد. لجاجت، اصرار بر روشهای سرکوبگرانه به جای گفتوگو و اقناع، و خودداری از برداشتن کوچکترین گامی…
خواندن نوشته ←«تصاویر کاشانی و افکار ایرانی» میگویم: اینجاست نگاه کن. میگوید: جالب است، میگویم: جالب است لعنتی؟ انگار یک گوشه از فرانسهست وسط کویر. بعد باید بروی داخلش را ببینی، همه چیز درست رعایت…
خواندن نوشته ←نوشتهای از آقای حمید سلیمی که خیلی از آن خوشم آمد. https://www.facebook.com/hamid.salimi.14/posts/10203946641145779 «چند کشور به تبعیت از ایران با عربستان قطع رابطه کردند؟ سفارت چند کشور…
خواندن نوشته ←زیبا بودن برای خود شخص زیبا مشکلاتی در بر دارد. همانطور که بزرگان گفتهاند «خوشگلی دردسر داره».(۱) اما بنده باید اذعان کنم که بیشتر بدبختیهای خوشگلی به سر افراد دور و بر فرد زیبارو میآی…
خواندن نوشته ←گل میگذرد، موسم گل میگذرد ما شیشته و کاروان میگذرد امسال گذرد، سال دگر باز آید تا سال دگر عمر جوان میگذرد کسی به او گفت فرهاد دریا! اشک ما را در آوردی، بس است دیگر! با تعجب نگاهش کرد…
خواندن نوشته ←برسانید به دختران شیراز و حومه: من از شما خواهران بزرگوار خواهش میکنم که اگر این اواخر مرا خیره به خودتان یافتید، خدایی نکرده گمان نکنید که به شما نظری دارم یا جسارت کردهام. در جریان با…
خواندن نوشته ←إبتلائات اٌوسية در لزوم ابتلاء زندگی دشوار است و همواره دشوار بودهاست. بسیاری از این مشقّتها با هیچ حربه و حیلتی قابل دفع نیستند و مرد بردبار باید آنها را به دوش بکشد. اما از آن مقدار ک…
خواندن نوشته ←Tritt vor: Wir hören That you are a good man. Daß du ein guter Mann bist. You cannot be bought, Du bist nicht käuflich, but the lightning aber der Blitz Which strikes the house, also Der…
Read the piece →Take stock of how you're feeling in this moment, and of how've been feeling over the last few minutes. Is there a mood or attitude colouring your mind? -Are you feeling rushed, or under p…
Read the piece →پنج ساعت تموم طول کشید تا فایلها رو دانلود و نصب کنه، حالا برمیگرده میگه صبر کنید :/ حتی نمیگه لطفاً صبر کنید، فقط میگه صبر کنید :/ د آخه پدر سوخته این چه وضع نصب و اجرا هست، مگه داد…
خواندن نوشته ←منشور سکوت اینجانب اوس احمدرضا عظیمی کهنابی با سلامت عقل [۱] و بدون هیچ اکراه یا اجباری، بدین وسیله اعلام میکنم که از بهار سال ۱۴۰۲ حداقل تا پایان ترم ششم دانشگاه سکوت خواهم کرد. ۱. اگر…
خواندن نوشته ←برای فهم عاشق شدنها جداییها و جدا ما باید قوانین جفتگیری انسانها را تبیین کنیم: اصل اول: انسانها در کل عاشق کسی میشوند که به خودشان شباهت داشته باشد. از همۀ جهات، مرد سفید پوست زن س…
خواندن نوشته ←