Blog

  • Hello world!

    Welcome to Website. I built this as a test, but I like it so I am going to let it be in this database which will probably out-live me.

    Read more

  • در دستکاری جزئیات و تحمیل حقیقت

    تحلیل گوه‌خوری ابعاد زیادی دارد. یک راه این است که لفظ «گوه خوردن» را بررسی کرد: این لفظ مجازاً به معنای بیان حرف‌های اشتباه و خطا به کار می‌رود. اما حقیقت این است که الفاظ نسبت یک‌به‌یک و دقیقی با معانی ندارند و یک منطق مکدر(۱) بر تمام مداخل لغت‌نامه‌ها حاکم است. گوه‌خوری هم از…

    Read more

  • در آداب مخالفت

    من اینو ترجمه ساده می‌کنم، کسی اصل داستان رو خواست متن رو بده هوش مصنوعی ترجمه کنه بخونه (۱). خلاصه داستان اینه: بیاید برای حرف زدن توی فضای مجازی یه معیار درست کنیم. مثل ریشتر که معیارهای زلزله رو درست کرد. توی فضای مجازی، انسان‌ها ایده‌های خودشون رو مشترک می‌کنن، این ایده‌ها می‌تونن صحیح و…

    Read more

  • در تلطیف مکالمات

    در تلطیف مکالمات به نظرم نسل جدید خیلی زندگی بهتری در شبکات مجازی دارند تا ما. البته ما هم تجربیات بهتری داشتیم تا نسل‌های قبل از خودمان، و امیدوارم نسل‌های بعدی تجربیات‌شان از این هم بهتر شود. یکی از تلخ‌ترین تجربیات هر کسی در شبکۀ مجازی مکالمات دردناک است. زبان بخش مهمی از زندگی ماست،…

    Read more

  • A life without any of it

    – Would you prefer it to give up eating or orgasming for the rest of your life?+ can I give up both? AI is looming over the globe, bioengineering, genetics and neurology are changing the way we look at human experience. To me it’s becoming more and more apparent that a booming change is about…

    Read more

  • اطلاعات حقیقت نیست

    بسیاری از اطلاعاتی که ما دریافت می‌کنیم زباله است. دلیل اینکه بسیاری از اطلاعات حقیقت نیست سه بخش دارد: اولاً کشف حقیقت سخت و پرهزینه است، ولی ابداع تخیلات ارزان و کم‌هزینه است. کشف حقیقت اکثر مواقع نیازمند سرمایه‌گذاری هنگفت است ولی توجیه پدیده‌ها با روایات خیالی عموماً بدون هیچ هزینۀ مادی محقق می‌شود. ثانیاً…

    Read more

  • در مصاعب سیمین تنان و زر گیسوان

    صفوف ترکان از قلب ارتش اسلاو که می‌گذشت؛ ویرانی و ظلمت بود که حاکم می‌شد. گروه گروه راه می‌افتادند در روستاها و شهرها و مردم بی‌دفاع را غارت می‌کردند. جان می‌گرفتند، مال می‌بردند و جان به مال می‌فروختند. مرسوم بود دختران جوان‌تر را باکره بگذارند تا قیمت‌شان کم نشود. خریدارشان هم برده‌فروشان سوری و فلسطینی…

    Read more

  • یک شب خیلی معمولی

    می‌خواهم اتفاقات معمولی و بدون اهمیت یک شب عادی را با جزئیات زیاد بنویسم. راستش برایم اهمیتی ندارد این متن برای خوانندگان جذابیتی داشته باشد، می‌خواهم آن را بنویسم برای اینکه نوشته باشم، برای اینکه سال‌ها بعد بیایم و یکباره این متن را پیدا کنم و تلخ‌خندی بزنم و با بغض در گلو به ادامۀ…

    Read more