در دستکاری جزئیات و تحمیل حقیقت

picture of the loop that shows how effects of a claim create validation for claim intself

تحلیل گوه‌خوری ابعاد زیادی دارد. یک راه این است که لفظ «گوه خوردن» را بررسی کرد: این لفظ مجازاً به معنای بیان حرف‌های اشتباه و خطا به کار می‌رود. اما حقیقت این است که الفاظ نسبت یک‌به‌یک و دقیقی با معانی ندارند و یک منطق مکدر(۱) بر تمام مداخل لغت‌نامه‌ها حاکم است. گوه‌خوری هم از این اصل استثناء نیست: گاهی مصداقی از دروغ‌گویی است، گاهی به معنای فرافکنی است و.‌‌.. راه دیگر این است که تک‌تک «معنی‌هایی» که برای این لفظ به کار می‌روند را برشماریم و هر کدام از آنها را بشناسیم. اما هر دوی این کارها از وظایف لغت‌شناس هستند و ما در این یادداشت به دنبال این هستیم که مبانی گوه‌خوری انسان‌ها را بررسی کنیم. برای ساده‌تر شدن بحث، من لفظ گوه‌خوری را در دو معنای منحصر به کار می‌برم: کتمان عامدانه حقیقت برای ایجاد تصور اشتباه، خلق عامدانه حقیقت نامطلوب برای دیگران.

همانطور که ملاحظه می‌کنید، هردوی این معانی هرچند دقیق، اما گنگ و نارسا هستند. در ادامه این متن مقصود من از هر دوی آنها روشن‌تر می‌شود. اما پیش از آغاز باید بگویم که در ذهن من لفظ گوه‌خوری همان معنایی را می‌دهد که دوستان کازرونی من در شیراز در نظر داشتند. در شیراز وقتی یکی از دوستان بسیجی روز حمله هفت اکتبر برای پیروزی جبهه مقاومت شیرینی پخش می‌کرد و می‌گفت «پیروزی قاطع حماس در عملیات طوفان الاقصی کمر اسرائیل را خواهد شکست» یا یکی از پسرهای نه چندان خوشگل دانشکده حقوق می‌گفت «من رفته بودم دانشکده روان دختراش همینجوری بهم نخ می‌دادن» دوست کازرونی من با ریشخندی بر لب خطاب به آنها می‌گفت: کاکو تو چرا ایقد گوه می‌خوری!؟

در تقریباً تمام مواردی که دوست کازرونی من از لفظ گوه خوردن در مورد گفته‌های کسی استفاده می‌کرد چند ویژگی مشهود بود:

اولاً کسانی که گوه می‌خورند حقایق را به شکل محتاطانه و هدفمندی تغییر می‌دهند. مثلاً کسی که ۱۷۵ سانت قد دارد می‌گوید من ۱۸۰ سانت هستم. یا کسی که معدلش ۱۷/۷۰ هست می‌گوید معدل من ۱۸/۰۰ هست یا کسی که با یکی-دو دختر در دانشکده روان لاس‌لاسکی زده می‌گوید «حاجی همه دخترا تو روان به من پا می‌دن». اتفاقاً به نظر می‌رسد که همین انحراف کوچک اما هدفمند از حقیقت است که دوست کازرونی مرا به استفاده از لفظ گوه نخور وا می‌دارد. وقتی کسی قد خود را ۴ سانت بلندتر از چیزی که هست ابراز می‌دارد، دوست کازرونی من می‌گوید «تو چرا گوه می‌خوری؟» نه به این خاطر که دروغ فاحش است، بلکه به این خاطر که اتفاقاً حقیقت به شکل باورپذیری اما با سوءنیست تغییر داده شده است. اما اگر کسی که ۱۶۹ سانت است بگوید من ۲ متر قد دارم، دوست کازرونی من می‌گوید «کاکا تو قرصاتو خوردی؟ حالت خوبه؟» و از الفاظی به مراتب کم شدت‌تر از «گوه خوری» استفاده می‌کند، چرا که این دروغ، به دلیل فاحش بودن دروغ کم‌خطری است. اگر بپذیریم که خطر اصلی دروغ‌گویی انحراف ذهن دیگران از اصل حقیقت است، قابل تصور است که برخی دروغ‌های باورپذیر با انحراف کمتری از حقیقت خطر بسیار بیشتری برای اذهان مردم دارند تا دروغ‌هایی که انحراف زیادی از حقیقت دارند اما باورپذیری کمتری هم دارند. پس در فرض ما دروغی مصداق گوه‌خوری است که خطر بیشتری داشته باشد، نه اینکه انحراف بیشتری از حقیقت داشته باشد. یعنی اگر کسی بگوید من ماهی ۲۰۰ دلار خرج می‌کنم دوست کازرونی من به او می‌گوید تو داری گوه می‌خوری، اما اگر همان شخص بگوید من ماهی ۲۰ میلیون دلار هزینه دارم، دوست کازرونی من هرگز از لفظ گوه‌خوردن برای این ادعا استفاده نمی‌کند.

ثانیاً گوه خوردن برای سخنانی به کار می‌رفت که حقیقت مشخصی را کتمان نمی‌کرد، اما برای گوینده‌ش امتیاز استراتژیک دربر داشت. حتی اگر مستقیماً همراه با کتمان حقیقت نباشد. بگذارید این مفهوم را بررسی کنیم:
امتیاز استراتژیک: در جوامع انسانی، بسیاری منابع، از جمله طلا، زمین، سکس و توجه محدود هستند. به شکلی که همیشه تقاضا برای این اموال بیشتر از میزان موجود است. لذا تک تک افراد جامعه انگیزه کافی دارند که با حربه‌هایی مقدار از این منابع را که نزد دیگران است را از ایشان بستانند و به خودشان منتقل کنند. به هر ابزاری که به افراد این قابلیت را بدهد که منابع محدود را از دیگران بگیرند و به خودشان منتقل کنند یک امتیاز استراتژیک است. یعنی به افراد در رقابت بر سر منابع امتیاز می‌دهد تا استراتژی برتری اتخاذ کنند و سهم بیشتری از منابع را برای خود بردارند.

شکل دیگری که می‌توان این پدیده را بررسی کرد این است که به جای بررسی خود پدیده، نتیجه آن را بررسی کنیم. در مورد به سرعت مشاهده می‌کنیم که «اکتساب امتیاز استراتژیک» در صورتی که موفقیت آمیز باشد منجر به «تحمیل حقیقت نامطلوب» می‌شود. خلق حقیقت از دیرباز توسط انسان‌ها شناخته شده است. مقصود پدیده‌هایی است که در آغاز حقیقت ندارند، اما چون انسان‌ها آنها را باور کردند تبدیل به حقیقت می‌شوند. برای مثال ما اگر بنا به دلایلی به پسر متوسط دانشکده حقوق نگوییم گوه نخور و از او قبول کنیم که دختران خواهان او هستند، ممکن است که دیگران هم این مسئله را از ما قبول کنند تا جایی که این حرف که دروغی بیش نبود به دختران دانشکده روان‌شناسی برسد و آنها هم به طریقی آن را باور کنند، احتمالش زیاد است که دفعه بعدی که این فرد به دانشکده روان مراجعه می‌کند واقعاً دختران، از سر کنجکاوی هم که شده با او گرم بگیرند تا ببینند چه چیزی او را برای باقی دختران جذاب می‌کند. این کار یعنی «خلق حقیقت» اما چرا این حقیقت حداقل برای دیگر پسران دانشگاه نامطلوب است؟ چون دسترسی آنها به دختران دانشکده روان را محدود‌تر می‌کند و یک امتیاز استراتژیک برای پسر تخمی‌فیس محسوب می‌شود.

توجه کنید که در این حالت، دروغی که گفته می‌شود در مورد حقیقت عینی ساده‌ای نیست. مثل قد یک فرد یا میزان درآمد او در ماه گذشته. در این موارد دروغ در مورد اتفاقاتی است که مشخصاً امکان احراز دسته اول را ندارند، می‌شود قد یک فرد را به آسانی اندازه گرفت، اما آیا واقعاً کسی حاضر است برود دانشکده روان‌شناسی و از دختران آنجا بپرسد شما خبر دارید هفته قبلی که دوست ما آمده اینجا با او گرم گرفته‌اید؟این امر اتفاقاً بخش زیادی از علت گوه‌خوری این افراد است. این افراد به این امید در مورد وقایع گذشته دروغ می‌گویند که چون احراز آنها سخت است کسانی پیدا شوند که آن را باور کنند. در نتیجۀ این باورپذیری انسان‌های خام، از طریق گوه‌خوری برای خودشان امتیاز استراتژیک ایجاد کنند.

این امر مصادیق فراوانی هم دارد. یک مصداق جالب آن که برای وضعیت امروز ما آموزنده است این قسمت از پروپاگاندای جمهوری اسلامی است که ادعا می‌کند «جمهوری اسلامی در جنگ پیروز شده است و هرگز شکست نمی‌خورد». طبق تعاریف ارائه شده، این حرف مصداق کاملی از گوه‌خوری است. صد البته که جمهوری اسلامی سقوط نکرده است، موشک‌های بالستیک (مخصوصاً موشک‌های بالستیک خوشه‌ای نیروهای نظامی جاعل(۲)) براستی قابلیت ایجاد خسارت‌های شدید و گاهاً جبران ناپذیری بر زیرساخت‌های کشورهای منطقه و حتی اسرائیل را دارند. اما آیا نتیجه منطقی این حقیقت این است که جمهوری اسلامی هرگز سقوط نمی‌کند؟ خیر. واضح است که جمهوری اسلامی از همیشه شکننده‌تر شده است. تنها متحد واقعی آن (روسیه) خود درگیر جنگی است که قابلیت آن برای کمک را به شدت کم می‌کند؛ اقتصاد آن فروپاشیده است، نیروهای نظامی آن تمام قابلیت‌های پدآفندی خود را از دست داده‌اند و تنها امیدشان برای ادامه جنگ این است که دشمنان‌شان اراده مهمی برای مقابله با آنها از خود نشان نمی‌دهند. پس چرا هی گوه می‌خورند؟ چرا در روضه‌های خود با گریه می‌گویند که برای بقا می‌جنگند و هر لحظه می‌ترسند که پرچم اسلام را از دست بدهند اما در عالم بیرون با یقین می‌گویند ما هرگز نابود نمی‌شویم چون تا الان نابود نشده‌ایم؟

چون اگر آحاد مردم این گزاره را به هر دلیلی قبول کنند شانس بقای جمهوری اسلامی بیشتر می‌شود. اگر من قبول کنم که جمهوری اسلامی نابود نمی‌شود، امارات هم قبول کند، آمریکا هم قبول کند، آنگاه واقعاً هم جمهوری اسلامی باقی می‌ماند.

لب مطلب: وقتی کسی حقایق مشخص را کمی، یا حقایق نامشخص را تا حد زیادی تغییر می‌دهد، به شکلی که با این تغییر حقیقت برای خودش ایجاد امتیاز استراتژیک می‌کند، آن فرد در حال گوه خوردن است.

-احمدرضا عظیمی کُهنابی
––––––––––––––––––––––––––––––––
پی‌نوشت: این متن به عنوان مصداقی از اینکه در برخی مواقع استفاده از الفاظ رکیک برای بیان واقعیت لازم است نگاشته شده است.

۱. fuzzy logic
۲. جمهوری اسلامی عراق و لبنان