در نوشتن
در نوشتن
داشتم روی یکی از صدها متنی که هیچوقت منتشر نمیکنم کار میکردم و عبارت زیر را در میان یک جملۀ مرکب مینوشتم:
«التزام به التذاذ حداکثری در حد و حدود اخلاقِ عُقلائی»
یکباره به خودم آمدم و با خودم فکر کردم که مسلماً حتی بسیاری از کسانی که آشنا با متون فقهی هستند هم در فهم این عبارت دچار مشکل میشوند! چه برسد به افرادی که هیچ پیشزمینهای در علوم انسانی ندارند و نه با عربی میانۀ خوبی دارند نه با عبارات طولانی و جملات در هم پیچیده. نه علاقهای دارند فرق بین اضافۀ ملکی و اضافۀ استعاری را بدانند و نه میدانند فرق باب «افتعال» با «مفاعلة» در زبان عرب چیست. هیچی دیگر، نیم ساعت تمام خیره به صفحۀ گوشی بودم که ببینم چطور میشود همین عبارت را به زبان آدمیزاد بیان کرد.
آیا لازم است پاورقی بزنم و کلمات «التزام» و «التذاذ» را معنی کنم؟ آیا برای «حد و حدود عقلائی» هم پاورقی بزنم؟
در خود متن اصلی چند بند دیگر اضافه کنم و در هر بند معانی این مفاهیم را شرح دهم؟
اگر متن زیادی طولانی شود و خط بحث از ایدۀ اصلی دور شود چه!؟
اگر از کلمات فارسی استفاده کنم خواننده خود به خود متوجۀ مقصود من میشود؟ بعید است...
در کل، من نویسنده نیستم، اگر هم باشم نویسندۀ تازهکار و نابلدی هستم که الان آسانترین قسمت نویسندگیاش پیدا کردن ایده و فکر جدید و به درد بخور است. به قول استاد حمیدی نظر زیاد است، باید ببینیم هر کس برای نظرش چه دلیلی دارد. من هم از آغاز کار قصدم همین بود که هیچوقت نظری ندهم مگر اینکه بتوانم برای آن دیدگاه ادله خود را به شیوایی بیان کنم.
برای من «ادله» داشتن هم کار سختی نیست. آنقدری خواندهام و فهمیدهام که بتوانم حرف حساب را از ناحساب تشخیص دهم. مشکل بیشتر در «شیوایی» مطلبی است که میخواهم از آن سخن بگویم...
وقتی کار سخت میشود که نویسنده میخواهد ادلۀ عجیب و غریب خودش را برای دیگران بیان کند. برای انسانهایی که زبانهایی که او میداند را نمیدانند، درسهایی که او میخواند را نمیخوانند و بدتر از آن هیچ علاقهای هم به آنها ندارند. وظیفۀ اوست تا آنچه را که از آیتاللّٰه نجفی و علامه طباطبایی یاد گرفته جوری که قابل فهم باشد روانۀ مانیتور این امت نامسلمان کند و جوری هم این کار را بکند که دقت و ظرافت مباحث فدای شیوایی و زیبایی نشود...
اینکه آیا من در این مهم موفق میشوم یا نه را نمیدانم و گمان میکنم پاسخش هم به این زودی مشخص نمیشود. ولی یک چیز مشخص است: خوب نوشتن صبر و حوصله میخواهد و هوش زیاد.
-اوس
داشتم روی یکی از صدها متنی که هیچوقت منتشر نمیکنم کار میکردم و عبارت زیر را در میان یک جملۀ مرکب مینوشتم:
«التزام به التذاذ حداکثری در حد و حدود اخلاقِ عُقلائی»
یکباره به خودم آمدم و با خودم فکر کردم که مسلماً حتی بسیاری از کسانی که آشنا با متون فقهی هستند هم در فهم این عبارت دچار مشکل میشوند! چه برسد به افرادی که هیچ پیشزمینهای در علوم انسانی ندارند و نه با عربی میانۀ خوبی دارند نه با عبارات طولانی و جملات در هم پیچیده. نه علاقهای دارند فرق بین اضافۀ ملکی و اضافۀ استعاری را بدانند و نه میدانند فرق باب «افتعال» با «مفاعلة» در زبان عرب چیست. هیچی دیگر، نیم ساعت تمام خیره به صفحۀ گوشی بودم که ببینم چطور میشود همین عبارت را به زبان آدمیزاد بیان کرد.
آیا لازم است پاورقی بزنم و کلمات «التزام» و «التذاذ» را معنی کنم؟ آیا برای «حد و حدود عقلائی» هم پاورقی بزنم؟
در خود متن اصلی چند بند دیگر اضافه کنم و در هر بند معانی این مفاهیم را شرح دهم؟
اگر متن زیادی طولانی شود و خط بحث از ایدۀ اصلی دور شود چه!؟
اگر از کلمات فارسی استفاده کنم خواننده خود به خود متوجۀ مقصود من میشود؟ بعید است...
در کل، من نویسنده نیستم، اگر هم باشم نویسندۀ تازهکار و نابلدی هستم که الان آسانترین قسمت نویسندگیاش پیدا کردن ایده و فکر جدید و به درد بخور است. به قول استاد حمیدی نظر زیاد است، باید ببینیم هر کس برای نظرش چه دلیلی دارد. من هم از آغاز کار قصدم همین بود که هیچوقت نظری ندهم مگر اینکه بتوانم برای آن دیدگاه ادله خود را به شیوایی بیان کنم.
برای من «ادله» داشتن هم کار سختی نیست. آنقدری خواندهام و فهمیدهام که بتوانم حرف حساب را از ناحساب تشخیص دهم. مشکل بیشتر در «شیوایی» مطلبی است که میخواهم از آن سخن بگویم...
وقتی کار سخت میشود که نویسنده میخواهد ادلۀ عجیب و غریب خودش را برای دیگران بیان کند. برای انسانهایی که زبانهایی که او میداند را نمیدانند، درسهایی که او میخواند را نمیخوانند و بدتر از آن هیچ علاقهای هم به آنها ندارند. وظیفۀ اوست تا آنچه را که از آیتاللّٰه نجفی و علامه طباطبایی یاد گرفته جوری که قابل فهم باشد روانۀ مانیتور این امت نامسلمان کند و جوری هم این کار را بکند که دقت و ظرافت مباحث فدای شیوایی و زیبایی نشود...
اینکه آیا من در این مهم موفق میشوم یا نه را نمیدانم و گمان میکنم پاسخش هم به این زودی مشخص نمیشود. ولی یک چیز مشخص است: خوب نوشتن صبر و حوصله میخواهد و هوش زیاد.
-اوس
