→ همه نوشته‌ها

در این متن جمله‌ای نوشتم که به نظرم نیاز به تفسیر بیشتر دارد:

در این متن جمله‌ای نوشتم که به نظرم نیاز به تفسیر بیشتر دارد:

«مرهم دردمان که نیستند هیچ، جرح نژندی هم به ما می‌زنند.»

تأکیدم هم بر لفظ جرح است. در ادبیات اسلامی چنان از آبروی مؤمن سخن می‌گویند که گویی جان مؤمن است. در روایات آمده که برخی از آدم‌های متدین (مثل خاله‌های مهربان خودمان که دم افطار می‌نشینند و سبزی خورد می‌کنند) در روز قیامت که برمی‌خیزند متوجه می‌شوند در پروندۀ شان چند قتل نوشته شده! خون کسی را نریخته‌اند اما ملائکه به ایشان می‌گویند شما آبروی چند مؤمن را برده‌اید و آبروی مؤمن همچو جان مؤمن است. کاری که شما با او کردید چنان روح او را متلاشی کرد که گویی جان او را گرفته‌اید. برخی دیگر را در حد قتل اذیت نکرده‌اید، اما به اندازۀ یک جراحت به آنها آسیب زده‌اید.

از همین روی در فقه به هر چیزی که آبروی انسان را مخدوش کند «جرح» می‌گویند. ادبیات اسلامی پر است از این تعابیر زیبای عرفانی. مثلاً در اسلام طهارت هم دوگونه است، یکی طهارت جسم است که با غسل و وضو و تیمم و غیرهم محقق می‌شود و دیگری طهارت روح که با توبه و کفاره و قصاص و امثالهم محقق می‌شود.

در این جمله هم من قصدم بیان همین امر بود که فرادستان در این جامعه کمر به قتل فرودستان بسته‌اند. از بهبودی و تعالی آنها قطع امید کرده‌اند و بهترین راه را در نابودی ایشان می‌بینند. اگر به متن من خوب توجه شود من هم در گربه‌داری و سگ‌گردانی با ذات خود این افعال هیچ مشکلی نداشتم، مشکل من با جراحاتی است که از مجاز این افعال به من و امثال من وارد می‌شود. ژیژک مفهومی شبیه این جراحات داشت که به آن می‌گفت «خشونت کنش‌پذیر»، خشونتی که دیده نمی‌شود، خشونتی که دست و پا ندارد، اما اثر دارد و قربانی خودش را به همان میزان زخمی می‌کند.

این نوع جراحت، بر خلاف جراحات جسمی از امور قصدی است. از نظر من اگر کسی که واقعاً عاشق حیوانات است و به دنبال کمک کردن به این ارواح زبان‌بسته باشد و قصد جرح دیگران را نداشته باشد، نه تنها با این کارش به من و امثال من توهین نمی‌کند، که اصلاً دیگری جرحی در کار او وجود ندارد که بخواهد به من وارد بشود یا نشود. لکن مسئله اینجاست که وقتی ما خوب در انگیزۀ این افراد نگاه می‌کنیم، اتفاقاً می‌بینیم که قصد این افراد تضییق ذات انسان است. اتفاقاً آنها فکر می‌کنند گنجشک و کبوتر اشرف از انسان‌اند و اتفاقاً به گربه و سگ نان می‌دهند تا نان‌شان به دست اولاد خودشان نرسد. با این قصد و بینش است که جرح محقق می‌شود.

وگرنه چه توهینی؟ اگر به من باشد که آرزو می‌کنم آنقدر مال در جهان باشد که نه تنها تمام گربه‌ها که تمام مورچه‌ها و موریانه‌ها هم جیره‌خوار بشریت شوند. ولی به من نیست، منابع در جهان محدود است و بسیاری در مقام تقسیم این منابع شرف من و خواهران و برادران من را کمتر از شرف سگ‌ها و گربه‌ها می‌دانند و این است که جرح است. جرح (توهین) هم تبعاتش به احساسات من محدود نیست. در اثر این جراحات نان از ما دریغ می‌شود و جان از ما گرفته می‌شود.

در آخر هم می‌خواهم تاکید کنم این تفکر بشرهراس (1) که انسان را به عنوان ریشۀ مشکلات اصلی دنیا معرفی می‌کند از نظر من اندیشه‌ای جدی (2) اما به شدت اشتباه است. و اگر محتاطانه با آن مواجه نشویم خون به پا خواهد شد.


-اوس احمدرضا عظیمی کُهنابی
–––––––––––––––––––––––––––––––
1. ترجمه درست لاتین این عبارت homophobia است اما به لطف تسخیر این کلمه توسط جریان هم‌جنس‌گرایی می‌توانیم از لفظ anti-humanism هم استفاده کنیم.
2. حرف بودا هم قالبی از همین اندیشه بود و در این ویدیو استاد شجریان هم همین دیدگاه رومانیتک و کوته‌بینانه را بیان کرده.

پی‌نوشت: حال در این متن مشخص کردم که مقصودم از «جرح» در متن قبلی چه بود. اما اینکه مقصودم از «جراحاتی است که از مجاز این افعال وارد می‌شوند» چیست؟ مجاز در اینجا یعنی چی؟ فرق امور قصدی با غیرقصدی چیست؟ بماند برای آتیه.