→ همه نوشته‌ها

با اجازۀ بزرگ‌ترهای جمع من می‌خوام زن بستونم. باور کنید حدود ۴ تا دختر رو تو…

با اجازۀ بزرگ‌ترهای جمع من می‌خوام زن بستونم. باور کنید حدود ۴ تا دختر رو تو همین دو هفته پروندم چون می‌خواستم بشینم درس بخونم. وقت و حوصله ندارم برم خودم دنبال دخترای مردم. زین سبب دخیل می‌بندم به شما مهتران و کبائر فیسبوک که یکی از دخترای فامیل خودتون رو نشون کنید ما بیایم خواستگاری:

شرایط خودم: باهوشم، موی افشون دارم، ماشین دارم، خونه دارم، تک‌فرزند هستم و میراث پدر (اگرچه ناچیز) بی جر و بحث به خودم می‌رسه، سه تا زبون بلدم، وکیل می‌شم و آیندۀ روشنی پیش‌رومه.

شروط الزامی: به انگلیسی مسلط باشه (فارسی هم بلد باشه قاعدتاً)، درسخون باشه، نسبت به بچه‌داری دید منفی نداشته باشه.

شروط قابل مذاکره: ترک باشه، عرب‌ستیز نباشه، تنها هدفش توی زندگی مهاجرت نباشه (۱)، از کار کردن بدش نیاد و دوس داشته باشه که شغل داشته باشه (۲) خوشگل باشه همون‌جوری که ابی تو آهنگ مدادرنگی می‌گه:

قرمزیِ لب‌های تو، تو هیچ مداد رنگی نیست
خودت تو آینه‌ها ببین، رنگ که به این قشنگی نیست

در آخرم هیچی دیگه، از فیسبوک خیلی چیزا به ما رسیده، ایشالا خداوند متعال یه زن ترک هم از این سبیل به ما ارزانی دارد.

-امضا و مهر: اوس احمدرضا عظیمی کُهنابی.

۱. من با مهاجرت خیلی مشکلی ندارم و شاید خودمم مهاجرت کردم ولی اینایی که انگار اگر مهاجرت نکنن بخار می‌شن می‌رن تو هوا به نظرم اگر مهاجرت کنن هم توی تیره‌بختی‌شون اثری نخواهد داشت برای همین خیلی ازشون خوشم نمیاد.
۲. کلفت نمی‌خوام برای خونه‌ام. هرچند بچه زیاد می‌خوام و از خونه شلخته بی‌زارم، ولی خودم توی این چیزا کمکش می‌کنم و ترجیح می‌دم خودش کار خودشو داشته باشه و هرچند من سعی می‌کنم مسکن و نفقه و مهرش رو تأمین کنم ولی ترجیح می‌دم تماماً به من وابسته نباشه.