→ همه نوشته‌ها

در اطالۀ ادب

در اطالۀ ادب

اخیراً آقا مظفر مطلبی در مورد فحاشی نوشت که به نظرم یک ایراد نظری اساسی داشت و آن هم اینکه به شکل کتگوریکال هیچ جایگاهی برای الفاظ رکیک قائل نبود و جواز استفاده از آنها را بالکل نفی می‌کرد.

قال رسول الله:
إذا رأيتم أهل الريب والبدع من بعدي فأظهر والبراءة منهم وأكثروا من سبّهم. (۱)


ادب مسئلۀ جالبی است. از کودکی به آن علاقه داشتم و دوست داشتم بدانم واقعا جایگاه فحش و الفاظ رکیک در زندگی ما چیست، آیا باید تماماً آنها را کنار گذاشت و «عفت» کلام داشت و عفیفانه سخن‌گفت یا استفاده از آنها «جایز» است؟ یا حتی، استفاده از آنها «لازم» است؟

دیدگاه حقیر این است که استفاده از الفاظ رکیک «لازم» است، اما به شرطها و شروطها. چیزی که لزوم استفاده از الفاظ رکیک را اثبات می‌کند همان حکم لزوم راستگویی حداکثری است. که البته لازم برای همه و در همۀ شرایط نیست، اما برای برخی لازم است. کلمات رکیک هم به دلیل صراحت خود، گاهی می‌توانند حقیقت را بهتر از کلمات عادی نشان دهند، چرا که گاهی یک نفر حیله‌گر نیست، بلکه کصکش است، گاهی کسی کناره‌گیری نمی‌کند، بلکه خودش را چس کرده، گاهی کسی مهمل نمی‌بافد، بلکه کصشر می‌گوید. لکن همین بار احساسی زیاد الفاظ رکیک، مفاسد آن‌ها را هم ایجاد می‌کند. چرا که می‌شود از آنها برای مخدوش کردن حقیقت هم استفاده کرد.

مثلاً برای ما اثبات شده که کسی حرف باطلی زده، اما چون می‌دانیم اگر بگوییم «تو حرف باطل زدی» واکنش چندانی در آن فرد شکل نمی‌دهد، با سوءاستفاده از بار احساسی الفاظ به او می‌گوییم که «تو گوه خورده‌ای!» که البته اشتباه است، به همان دلیلی که دروغ‌گویی اشتباه است. اگر فرد واقعاً گوه‌خورده بود، فارغ از پایگاه اجتماعی او «لازم» بود که به او بگوییم «گوه خورده‌ای» و اگر چنین حرفی نزنیم بزدل و ترسوایم. لکن حال که فرد فقط اشتباه کرده، اینکه ما بگوییم «گوه خورده» دروغ است. مثل این است دزدی یک کاسه گندم دزدیده باشد و ما بگوییم که یک گونی گندم دزدیده.

استفاده از این الفاظ در مقالات جدی و مکاتبات رسمی هم از نظر من جایز است. چرا که شاید همسر یک نمایندۀ مجلس عادات جنسی نامتعارف داشته باشد، در این مورد باید به همین شکل با آن فرد مکاتبه کرد. اما شاید هم همسر این فرد جنده باشد، معشوق‌های او جاسوسان بیگانه باشند که با سواستفاده از جندگی این شخص امنیت مملکت را به خطر انداخته‌اند، در این مورد استفاده از عبارت «عادات جنسی نامتعارف» به جای «جنده» کتمان حقیقتی است که محرز گشته.

شرط و شروط استفاده از الفاظ رکیک هم به شرح زیر است:
فرد باید دارای حسن‌نیت باشد، هرچند احراز این امر سخت است، اما لااقل در مقام فاعل ما باید زمانی که از الفاظ رکیک استفاده می‌کنیم قصدمان واقعا بیان حقیقت و ایضاح وقایع باشد، نه کتمان حقیقت و کدر کردن مباحث. و هرگاه کسی با قصد آزار و ایذاء از این کلمات استفاده کند تکلیفش مشخص است. از نظر من فحش‌های ناموسی و جنسی، عموماً به همین دلیل خودشان مصداق گوه‌خوری هستند. چرا که امروزه مشخص شده که حرام‌زاده بودن فرد یا عادات جنسی مادرِ او در شخصیتش خیلی اثری ندارد، و اگر هم کسی کصکش است یا لاشی‌بازی می‌کند، توهین به خانواده او نه برای کشف حقیقت و به قصد کمک، که صرفاً ابزار شکنجه روحی و اذیت کردن است.

استفاده از این کلمات به دلیل بار احساسی خودشان همواره خطر پایمالی حق را به همراه دارد، لکن هر بیان حقیقتی با خطر همراه است. شاید من بگویم فردا باران نمی‌بارد، با تحقیق و تفحص و صادقانه هم این حرف را بزنم، اما فردا کشاورزی به شالیزار خود برود، سیل بیاید و او غرق شود و بمیرد. آیا من کار بدی کردم که حقیقت را بیان کردم؟ بالکل بیان حقیقت نیاز به شجاعت دارد، و استفاده از الفاظ رکیک هم مستثنی از این قاعده نیست‌.

شخص من، چون اساساً فرد برون‌گرایی هستم و زیاد حرف می‌زنم، وقتی که شک می‌کنم باید از لفظ رکیک استفاده کنم یا نه، احتیاطاً اصل را بر این می‌گذارم که بهتر است آن حرف را نزنم یا از آن لفظ رکیک استفاده نکنم، اما فکر نمی‌کنم که این قاعده برای همه صحیح باشد. اگر کسی خیلی ساکت است و هنگام حرف زدن خوف دارد، بهتر است اگر جایی شک کرد باید حرفی را بزند یا نه، احتیاطاً آن را بیان کند.

-اوس احمدرضا عظیمی کُهنابی

–––––––––––––––––––
۱. ترجمه: پس هرگاه بعد از من اهل ریب و بدعت را دیدید، آشکارا از ایشان برائت بجویید و بسیار ایشان را دشنام دهید.