→ همه نوشته‌ها

در عادات رواقی

در عادات رواقی

محضن (۱) من در دهدشت را «رواق» می‌نامند. نمی‌دانم چه شد که نام این محلۀ کم‌ساکن در آن شهر دورافتاده را رواق گذاشتند. اما همیشه این نام را دوست داشتم. بزرگ‌تر که شدم و فلسفه خواندم از رواق و رواقیون (۲) بیشتر و بیشتر هم خوشم آمد. گاهی که حرفی گنده‌تر از دهنم می‌زنم (۳) و کسی می‌گوید «فکر کردی کی هستی؟» سرم را بالا می‌دهم و می‌گویم «من یه رواقی هستم، شما کی هستی؟»

رواق در دهدشت شناخته‌شده است با مردم خشن و فقیرش و رواقیون در فلسفه شناخته‌شده‌اند با صلابت و صبوری خودشان. من البته بیش از آنکه یک رواقی دهدشتی باشم، یک رواقی فلسفی‌ام. چندی پیش بعد از اینکه دوستان دانشگاه را رساندم تا مترو و خودم برگشتم خوابگاه متوجه شدم که کیف لپ‌تاپم را فراموش کرده‌ام. متوجه شدم آخرین خاطره‌ای که از لپ‌تاپ دارم وقتی بود که داخل دانشگاه آن را به دوستم داده بودم که با خودش بیاورد. به او پیام دادم. مشخص شد آن را فراموش کرده و او هم آخرین خاطره‌ای که از آن دارد وقتی است که کیف را گذاشته بود داخل آرامگاه شهدا.

رواقی بودن در دنیای ما، و راستش در تمام تمدن‌های تاریخ، وضعیت نامشخصی است. وقتی می‌گویم «من رواقی هستم.» تقریباً هیچ اطلاعات مشخصی به کسی نداده‌ام. افراد از این گزاره نمی‌فهمند که آیا من مخالف جمهوری اسلامی هستم یا موافق آن، آیا جنگ را رد می‌کنم یا تأیید، آیا فمینیست هستم یا نه و قس علی هذا‌.

زیاد در این باره فکر کرده‌ام، به این که ملاک یک رواقی چیست؟ در نگاه من رواقی فردی اصول‌گراست که بالاترین گناه ممکن را عدول از اصول التزامی خودش می‌داند. اصول التزامی یعنی اصول خودساخته. کسی این اصول را به رواقی تدریس نمی‌کند. تقلید هم در «اصول» جایز نیست و هر فرد باید خودش اصول خودش را پیدا کند و بعد خودش را به رعایت آنها الزام کند. به همین دلیل هم به آنها اصول «التزامی» گفته می‌شود. قبلاً در مورد برخی از اصول خودم مثل راستگویی نوشته‌ام، لکن اصلی که در این موقعیت کارآمد است اصل زیر است:

«برای شکست‌های خیالی شیون نکن.»

بسیاری مواقع، انسان‌ها در عذاب نیستند، لکن تصور اینکه ممکن است در عذاب بیافتند آنها را آزار می‌دهد. یا حتی بدتر: اتفاقاً وضعیت خوبی دارند، اما چون گمان می‌کنند که لیاقت وضعیت بهتری را داشتند نمی‌توانند از شرایط مساعد الآن لذت ببرند.