عنوان این کتاب به فارسی میشود: خودآموزی محاورۀ عربی در 90 روز.
عنوان این کتاب به فارسی میشود: خودآموزی محاورۀ عربی در 90 روز.
من حتی این کتاب را باز نکردهام اما بیاید ادعای عنوان این کتاب را بررسی کنیم:
مشخص کردن این که فرد چه زمانی یک زبان را آموخته کار بسیار دشواری است و مناقشههای بسیاری در مورد آن مطرح است. از نظر من وقتی که شما زبان مقصد را به اندازۀ یک کودک هفتساله که زبان مادریاش زبان مقصد باشد آموخته باشید شما آن زبان را «آموختهاید.» چرا که هرچند کودکان هفت ساله توانایی تفکر پیچیده و حل مسائل سخت را ندارد، میتواند در مورد آنها سؤال بپرسد و در مورد آنها صحبت کند.
پس وقتی یک فرد زبان مقصد را به اندازۀ یک فرد بومی هفت ساله بفهمد آن زبان را (هرچند ناقص و مختصر) یاد گرفته است. اما چگونه بفهمیم که آیا فرد به سطح یک کودک هفت ساله رسیده است؟ تحقیقات نشان میدهد که چنین کودکی به شکل متوسط حدود 10 هزار کلمه بلد است. پس برای اینکه فرد زبان عربی یا محاوره به زبان عربی را در حد یک کودک هفت ساله بیاموزد باید حداقل 10 هزار کلمه یاد بگیرد. یک تقسیم ساده به ما میگوید برای رسیدن به این هدف باید فرد هر روز 110 کلمه جدید بیاموزد.
من این کتاب را اصلاً بررسی نکردهم اما تجربۀ شخصی من میگوید تلاش برای یادگیری روزانه 50 کلمه جدید هم کار بس طاقت فرساست، مخصوصاً اگر سن آدم بالا رفته باشد، بدون توجه به زمانی که باید صرف مرور کلمات روزهای قبل کنیم تا در ذهن تثبیت شوند. به همین دلیل من بدون هیچگونه بررسی این کتاب ادعا میکنم که نه! بعید است که این کتاب بتواند در عرض 90 روز 10 هزار کلمه به فرد بیاموزد و به احتمال زیاد فقط یک شعار زیبا برای یک کار شاقّ است. اگر کسی کتاب را خواند و فهمید که من اشتباه میکنم، لطفاً مرا مطلع کند.
حقیقت این است که سرعت یادگیری یک زبان به سرعت یادگیری کلمات جدید هر فرد برمیگردد. هرچقدر که فرد بتواند زودتر این 10 هزار کلمه را بیاموزد، زودتر زبان یاد میگیرد. من انگلیسی را در عرض 3 سال یادگرفتم و عربی را بعد از 4 سال هنوز یاد نگرفتهام... قبلاً بهترین روش یادگیری ساختارهای جدید را در این ویدیو توضیح دادهم و دیدگاههای خودم در مورد زبانآموزی و اینکه چرا به جای یاد گرفتن ساختارهای گرامری باید ساختارهای لغوی محض را یاد گرفت در این پادکست توضیح دادهم. اینکه یک زبان به زبانهایی که فرد از قبل یاد گرفته نزدیکتر باشد کلمات آن را شبیهتر و یادگیری آن را سادهتر میکند و اینکه یک زبان دورتر باشد و مطالب مفید در آن زبان کمتر باشد یادگیری آن را سختتر و طولانیتر میکند.
توصیۀ من به کسانی که میخواهند زبان جدیدی بیاموزند همان است که چند سال پیش گفتم:
یک منبع غنی پیدا کنید که سطحبندی دارد و آن را از سطح ساده شروع کنید تا سطح فوق پیشرفته و در طول مسیر تک تک کلمات ناآشنا را یاد بگیرید. مهم نیست که فکر میکنید کلمات به کارتان میآیند یا خیر، حتماً و حتماً تمام کلمات را یاد بگیرید و اگر به اندازۀ کافی در این کار بمانید به آن زبان مسلط میشوید.
به دلیل سؤالات زیادی که خیلی از رفقا در مورد اینکه چطور کلمات جدید را یاد بگیریم که توانایی نوشتن و گفتن ما هم تقویت شود، به زودی ویدیوی مفصلی تدارک میبینم و در آن روش خودم را توضیح میدهم، اما پاسخ کوتاه این است:
نباید کلمات را جدا از ساختار خودشان یاد گرفت؛ کلمات فقط در کانتکست معنا میدهند و بدون کانتکست از معنی تهی هستند.
-اوس
من حتی این کتاب را باز نکردهام اما بیاید ادعای عنوان این کتاب را بررسی کنیم:
مشخص کردن این که فرد چه زمانی یک زبان را آموخته کار بسیار دشواری است و مناقشههای بسیاری در مورد آن مطرح است. از نظر من وقتی که شما زبان مقصد را به اندازۀ یک کودک هفتساله که زبان مادریاش زبان مقصد باشد آموخته باشید شما آن زبان را «آموختهاید.» چرا که هرچند کودکان هفت ساله توانایی تفکر پیچیده و حل مسائل سخت را ندارد، میتواند در مورد آنها سؤال بپرسد و در مورد آنها صحبت کند.
پس وقتی یک فرد زبان مقصد را به اندازۀ یک فرد بومی هفت ساله بفهمد آن زبان را (هرچند ناقص و مختصر) یاد گرفته است. اما چگونه بفهمیم که آیا فرد به سطح یک کودک هفت ساله رسیده است؟ تحقیقات نشان میدهد که چنین کودکی به شکل متوسط حدود 10 هزار کلمه بلد است. پس برای اینکه فرد زبان عربی یا محاوره به زبان عربی را در حد یک کودک هفت ساله بیاموزد باید حداقل 10 هزار کلمه یاد بگیرد. یک تقسیم ساده به ما میگوید برای رسیدن به این هدف باید فرد هر روز 110 کلمه جدید بیاموزد.
من این کتاب را اصلاً بررسی نکردهم اما تجربۀ شخصی من میگوید تلاش برای یادگیری روزانه 50 کلمه جدید هم کار بس طاقت فرساست، مخصوصاً اگر سن آدم بالا رفته باشد، بدون توجه به زمانی که باید صرف مرور کلمات روزهای قبل کنیم تا در ذهن تثبیت شوند. به همین دلیل من بدون هیچگونه بررسی این کتاب ادعا میکنم که نه! بعید است که این کتاب بتواند در عرض 90 روز 10 هزار کلمه به فرد بیاموزد و به احتمال زیاد فقط یک شعار زیبا برای یک کار شاقّ است. اگر کسی کتاب را خواند و فهمید که من اشتباه میکنم، لطفاً مرا مطلع کند.
حقیقت این است که سرعت یادگیری یک زبان به سرعت یادگیری کلمات جدید هر فرد برمیگردد. هرچقدر که فرد بتواند زودتر این 10 هزار کلمه را بیاموزد، زودتر زبان یاد میگیرد. من انگلیسی را در عرض 3 سال یادگرفتم و عربی را بعد از 4 سال هنوز یاد نگرفتهام... قبلاً بهترین روش یادگیری ساختارهای جدید را در این ویدیو توضیح دادهم و دیدگاههای خودم در مورد زبانآموزی و اینکه چرا به جای یاد گرفتن ساختارهای گرامری باید ساختارهای لغوی محض را یاد گرفت در این پادکست توضیح دادهم. اینکه یک زبان به زبانهایی که فرد از قبل یاد گرفته نزدیکتر باشد کلمات آن را شبیهتر و یادگیری آن را سادهتر میکند و اینکه یک زبان دورتر باشد و مطالب مفید در آن زبان کمتر باشد یادگیری آن را سختتر و طولانیتر میکند.
توصیۀ من به کسانی که میخواهند زبان جدیدی بیاموزند همان است که چند سال پیش گفتم:
یک منبع غنی پیدا کنید که سطحبندی دارد و آن را از سطح ساده شروع کنید تا سطح فوق پیشرفته و در طول مسیر تک تک کلمات ناآشنا را یاد بگیرید. مهم نیست که فکر میکنید کلمات به کارتان میآیند یا خیر، حتماً و حتماً تمام کلمات را یاد بگیرید و اگر به اندازۀ کافی در این کار بمانید به آن زبان مسلط میشوید.
به دلیل سؤالات زیادی که خیلی از رفقا در مورد اینکه چطور کلمات جدید را یاد بگیریم که توانایی نوشتن و گفتن ما هم تقویت شود، به زودی ویدیوی مفصلی تدارک میبینم و در آن روش خودم را توضیح میدهم، اما پاسخ کوتاه این است:
نباید کلمات را جدا از ساختار خودشان یاد گرفت؛ کلمات فقط در کانتکست معنا میدهند و بدون کانتکست از معنی تهی هستند.
-اوس
