پیشنویس: از نتیجهگیری این متن عبور کردهم و صرفاً برای راستگویی و تعهد به…
پیشنویس: از نتیجهگیری این متن عبور کردهم و صرفاً برای راستگویی و تعهد به شفافیت آن را از این صفحه پاک نمیکنم.
اولین پیروز این انقلاب، اسلام است
توضیح عبارت عربی:
ترجمه عبارت بدین شکل است: چرا که ممکن است با مردمانی مواجه شوند که زندگی را همانقدر دوست دارند که ایشان مرگ را دوست میدارند.
زمانی که خالد بن الولید به قصد فتح ایران به عراق امروزی لشکرکشی کرد، به حاکمان فارس نامه فرستاد که تسلیم لشکر مسلمانان شوند، زیرا اگر چنین نکنند با مردانی مواجه میشوند که مرگ را همانقدر دوست دارند که ایرانیان زندگی را دوست دارند.
از نظر من عکس این جمله نیز به همان میزان ترسناک است: مردانی که زندگی را دوست میدارند به همان میزان کسانی که مرگ را دوست دارند خطرناک هستند. قدرت افراد از هوش و اطلاعات و بازوی ایشان ناشی میشود، نه از ایدههای خام. این هشدار من البته استدلالی در دفاع از زندگی نیست، زندگی اگر ظالمتر از مرگ نباشد، برای بسیاری مهربانتر هم نیست. اما صرفاً خواستم صریحاً بیان کنم که دو ایدهای که در این نبرد در مقابل هم ایستادهاند زندگی و مرگ هستند.
محسن کدیور از کسانی مثل آقای ذوالمجد و مصطفی محققداماد نقل کرده است که علامه طباطبائی در مورد انقلاب اسلامی ۵۷ گفته است که «نخستین شهید این انقلاب اسلام بود»(۱) این که علامه به چه دلیلی این حرف را زده است، و آیا اصلاً این حرف از ایشان صادر شده یا نه، محل اختلاف است، اما به هر حال، در این حرف حقیقتی هست که قابل انکار نیست. واقعاً امروز، اسلام در ایران در ضعیفترین وضعیت خود قرار دارد، و براستی که بزرگترین ضربۀ جمهوری اسلامی به خود اسلام شیعی بود. جمهوری اسلامی پیش از هر چیزی اسلام را ورشکسته کرده است؛ نه نظام پهلوی، نه نظام امپرالیست آمریکا.
با آنچه که من در این روزها میبینم، حس میکنم که اولین پیروز این انقلاب ملی ایرانیان، اسلام خواهد بود. نه برابری جنسیتی یا بازار آزاد یا حتی توسعهگرایی و ملیگرایی. هیچکدام از این ایدهها در قد و قوارهای نیستند که حفرۀ دین را در جامعه پر کنند. هرچند تلاش خواهند کرد، اما موفق نخواهند بود. نمیدانم این رشد دوبارۀ اسلام خوب است یا بد، اما لازم است که دو هشدار حداقل به خودم بدهم:
۱. باید از ایمان بر حذر بود. گزارههای ابطالناپذیر قدرت شگفتآوری در تسخیر اذهان انسانها و تبدیل آنها به ماشینهای نابود کننده دارند. باید اسلام عقلستیز را شناسایی کرد و با آن به اشد لوازم جنگید. اذهانی که میشود با کلام هدایت کرد، باید هدایت کرد، اذهانی که باید زندانی شوند و امیدی به گفتگو با ایشان نیست را باید تبعید و محاصره کرد و اذهانی که مسلح و خطرناک میشوند را باید نابود کرد. اما در این توسل به خشونت نباید سریع بود، چرا که نتیجۀ عکس میدهد. به قول فقها «الأسهلُ فالأسهل»؛ باید با کمترین هزینه با این ایدهها مقابله کرد.
۲. ایمان، مناسک و رسوم دینی جایگاه و کارکردهایی در اجتماع دارند که انکارپذیر نیستند، این کارکردها باید شناسایی شوند. باید بکوشیم و ببینیم چگونه میشود مناسک را به شکلی بر عقل استوار کرد که دنیاستیز نمیشوند و زندگی را به ورطۀ مرگ سوق نمیدهند. باید جایگزینهای دین عقلستیز را شناسایی کرد و به آنها گروید.
در آخر هم آرزو میکنم که خداوند حقیقت، هرچه که هست، اسلام را در زیباترین خلعت خود به نزد ایرانیان بازگرداند.(۲) و یک بار برای همیشه شر تروریستها و دنیاستیزان و جهنم دوستان کمخرد را از سر مردم این سرزمین کم کند.
-احمدرضا عظیمی کهنابی
––––––––––––––––––––––––––
۱. تحقیقات آقای کدیور را در این صفحه اینترنتی مشاهده کنید.
۲. شاید کسانی به حق بگویند که هیچ زیباییای در اسلام نیست، و نه تنها اسلام، که تمام ادیان را افیون بدانند و آنها را طرد کنند. سخنان ایشان از من دارای وزن است، باید به ایشان هم گوش داد، اما در آخر من هرگز توسط ایشان قانع نشدهام که براستی دین، نهادی سراسر ضرر است.
اولین پیروز این انقلاب، اسلام است
توضیح عبارت عربی:
ترجمه عبارت بدین شکل است: چرا که ممکن است با مردمانی مواجه شوند که زندگی را همانقدر دوست دارند که ایشان مرگ را دوست میدارند.
زمانی که خالد بن الولید به قصد فتح ایران به عراق امروزی لشکرکشی کرد، به حاکمان فارس نامه فرستاد که تسلیم لشکر مسلمانان شوند، زیرا اگر چنین نکنند با مردانی مواجه میشوند که مرگ را همانقدر دوست دارند که ایرانیان زندگی را دوست دارند.
از نظر من عکس این جمله نیز به همان میزان ترسناک است: مردانی که زندگی را دوست میدارند به همان میزان کسانی که مرگ را دوست دارند خطرناک هستند. قدرت افراد از هوش و اطلاعات و بازوی ایشان ناشی میشود، نه از ایدههای خام. این هشدار من البته استدلالی در دفاع از زندگی نیست، زندگی اگر ظالمتر از مرگ نباشد، برای بسیاری مهربانتر هم نیست. اما صرفاً خواستم صریحاً بیان کنم که دو ایدهای که در این نبرد در مقابل هم ایستادهاند زندگی و مرگ هستند.
محسن کدیور از کسانی مثل آقای ذوالمجد و مصطفی محققداماد نقل کرده است که علامه طباطبائی در مورد انقلاب اسلامی ۵۷ گفته است که «نخستین شهید این انقلاب اسلام بود»(۱) این که علامه به چه دلیلی این حرف را زده است، و آیا اصلاً این حرف از ایشان صادر شده یا نه، محل اختلاف است، اما به هر حال، در این حرف حقیقتی هست که قابل انکار نیست. واقعاً امروز، اسلام در ایران در ضعیفترین وضعیت خود قرار دارد، و براستی که بزرگترین ضربۀ جمهوری اسلامی به خود اسلام شیعی بود. جمهوری اسلامی پیش از هر چیزی اسلام را ورشکسته کرده است؛ نه نظام پهلوی، نه نظام امپرالیست آمریکا.
با آنچه که من در این روزها میبینم، حس میکنم که اولین پیروز این انقلاب ملی ایرانیان، اسلام خواهد بود. نه برابری جنسیتی یا بازار آزاد یا حتی توسعهگرایی و ملیگرایی. هیچکدام از این ایدهها در قد و قوارهای نیستند که حفرۀ دین را در جامعه پر کنند. هرچند تلاش خواهند کرد، اما موفق نخواهند بود. نمیدانم این رشد دوبارۀ اسلام خوب است یا بد، اما لازم است که دو هشدار حداقل به خودم بدهم:
۱. باید از ایمان بر حذر بود. گزارههای ابطالناپذیر قدرت شگفتآوری در تسخیر اذهان انسانها و تبدیل آنها به ماشینهای نابود کننده دارند. باید اسلام عقلستیز را شناسایی کرد و با آن به اشد لوازم جنگید. اذهانی که میشود با کلام هدایت کرد، باید هدایت کرد، اذهانی که باید زندانی شوند و امیدی به گفتگو با ایشان نیست را باید تبعید و محاصره کرد و اذهانی که مسلح و خطرناک میشوند را باید نابود کرد. اما در این توسل به خشونت نباید سریع بود، چرا که نتیجۀ عکس میدهد. به قول فقها «الأسهلُ فالأسهل»؛ باید با کمترین هزینه با این ایدهها مقابله کرد.
۲. ایمان، مناسک و رسوم دینی جایگاه و کارکردهایی در اجتماع دارند که انکارپذیر نیستند، این کارکردها باید شناسایی شوند. باید بکوشیم و ببینیم چگونه میشود مناسک را به شکلی بر عقل استوار کرد که دنیاستیز نمیشوند و زندگی را به ورطۀ مرگ سوق نمیدهند. باید جایگزینهای دین عقلستیز را شناسایی کرد و به آنها گروید.
در آخر هم آرزو میکنم که خداوند حقیقت، هرچه که هست، اسلام را در زیباترین خلعت خود به نزد ایرانیان بازگرداند.(۲) و یک بار برای همیشه شر تروریستها و دنیاستیزان و جهنم دوستان کمخرد را از سر مردم این سرزمین کم کند.
-احمدرضا عظیمی کهنابی
––––––––––––––––––––––––––
۱. تحقیقات آقای کدیور را در این صفحه اینترنتی مشاهده کنید.
۲. شاید کسانی به حق بگویند که هیچ زیباییای در اسلام نیست، و نه تنها اسلام، که تمام ادیان را افیون بدانند و آنها را طرد کنند. سخنان ایشان از من دارای وزن است، باید به ایشان هم گوش داد، اما در آخر من هرگز توسط ایشان قانع نشدهام که براستی دین، نهادی سراسر ضرر است.
