حال ندارم این متن رو ادیت کنم به زبون آدمیزاد بنویسمش، اما عوضش اصطلاحات وحشی رو تا حدی آخر متن اهلی کردم.
حال ندارم این متن رو ادیت کنم به زبون آدمیزاد بنویسمش، اما عوضش اصطلاحات وحشی رو تا حدی آخر متن اهلی کردم.
إبتلائات اٌوسية
در لزوم ابتلاء
زندگی دشوار است و همواره دشوار بودهاست. بسیاری از این مشقّتها با هیچ حربه و حیلتی قابل دفع نیستند و مرد بردبار باید آنها را به دوش بکشد. اما از آن مقدار که میتوان رفع کرد، باید کوشید که تماماً مرتفع گردند. یکی از اصلیترین مجاری مبتلا شدن به مشقّتِ قابلِ رفع ناتوانی در تشخیص انسانهای ناباب و بیشبینی ظرفیّتهای آنان است. از همین باب، اوسا برای در امان ماندن خودش از آثار این افراد امتحانات و فتنههایی را برای شنایی و پرهیز از انسانهای کمجنبه تدارک دیده است که در ادامه به بیان دو تا از آنها میپردازیم.
تستِ هو دو یو دو (How Do you Do?)
زبان دانستن در زندگی امروزی نه کار دشواری است و نه دیگر منزلت و مکنت بالایی دارد و به لطف حق تعالی روزی با همّت مهندسان و عصبشناسان این توانایی به ارزانی و تماماً به همۀ انسانها تقدیم میشود تا یکی دیگر از درهای تزویر و تباهی برای ابد بسته شود و یکپارچهتر گردد شمل انسانیت. اما تا محقق شدن آن روز، اگر کسی دیدیم که انگلیسی بلد بود، اما مطمئن نبودیم تا چه حد، میتوانیم خیلی ساده در حالت سلام علیک و تعارف از او بپرسیم: هو دو یو دو؟ اگر او آشنا با زبان انگلیسی تا حد معقولی باشد، میداند که این جمله یعنی «احوالت چگونه است؟» و در پاسخ میگوید «خوبم» یا «الحمد لله رب العالمیین» و اگر پاسخ دومی را به انگلیسی گفت، خذه أخذاً که او تحفهای نادر است. اما اگر دیدیم که او کمی گیج شده و در پاسخ میگوید «از کارواش آمدهام» یا «دارم میروم سرشیر بخرم» یا «من در زیدآباد قوادی میکنم» بدانید که سؤال مذکور را با سؤالات زیر اشتباه گفته است و عیارش به اندازۀ کافی بالا نیست.
-What were/are you doing? (چیکارا میکردی/میکنی؟)
-What do you do (for a living)? (کار و بارت چیه؟)
حال اینکه این کمعیاری از سر عسر است یا تقصیر خود بحث درازی دارد و قبول نشدن در این ابتلاء هم الزاماً به معنی نابلدی یا ناتوانی در یادگیری انگلیسی نیست. ای بسا انسانها که بسیار راه رفتهاند اما به بیراهه.
یوراسیل
رشتۀ جامعهشناسی در کنار بسیاری از شاخههای انسانشناسی و روانشانسی جولانگاه انسانهای درشتخوی و پستی است که به لطف درسهای آسان و نظامهای آسانگیر در مراتبِ پست آکادمیک عناوین و القابی را قلب کردهاند.
لکن خود این حوزهها از اهمّ جوانح علوم انسانها هستند و شناختن انسان و جوامع انسان و روان انسانی نه کار آسانی است، نه چیزی است که بدون تلاش و کوشش بسیار بتوان در مسیرش به مرتبتی رسید. بسیاری از محصلین و حتی محققین این رشتهها به اشارتی نه تنها از گروه دانشمندان و صاحبان فضل، بلکه حتی از قماش انسانهای خوب و سربهراه خارج میشوند و خرافاتشان همچون شکوفههای ارغوان از ریشه و تنه و شاخههایشان بیرون میریزد. کم نیستند افرادی از این قبیل که هنوز فروید را آپدیتنشده میفهمند و گهگاهی تنهای به علم کفبینی و فالگیری و ستارهخوانی برای تحلیل اوضاع اجتماعی و احوال روانی انسان میزنند.
با تمام این تفاسیر، ممکن است گاهی کسی در این علوم واقعاً صاحب علم و ذوالفضل باشد و برای مشخص شدن این امر، اوسا از یوراسیل استفاده میکند. کافیست هنگام مباحثه با ایشان وقتی دارند نحوۀ تقسیم ثروت و توزیع منابع و راههای موفقیت را شرح میدهند، یک جوری بحث را به یوراسیل ختم کنیم یا اصلاً بدون مقدمهچینی بپرسم: یوراسیل کجای دیانای قرار میگیرد؟ اگر دیدیم دارد إن قُلت میآورد و به تته پته افتاده است و میگوید «این موضوع چه ربطی به تأثیر زیبایی در موفقیت افراد دارد؟»! بدانید که سابیدهاید به الک و یکی از طرفداران فوکو که احیاناً عنایت خاصی هم به جناب مصباح یزدی دارند به تورتان افتاده است.
اما اگر او بدون درنگ فهمید که ما اصلاً توی دیانای یوراسیل نداریم و اگر هم باشد یکی از بازهایی که در سرتاسر دیانای پراکنده شده است و اینگونه نیست که سر یا ته دیانای باشد، و اگر در تکمیل توضیحاتش یکباره شروع کرد اجزاء کروموزوم را تشریح کردن و توضیح داد که آخر کروموزم یک قسمت خیلی مهمی هست به اسم تیلومر Telomere و شروع کرد برایتان ماتریکسهای وراثت را کشیدن و سخن آوردن از نخود و مگسِ میوه، بدانید که او میداند چه میگوید و از معدود مرواریدهایی است که خود را در صدف سخت علوم انسانیِ جدی وارد کرده است و چه بسا که روزی سِری از اسرار حیات انسانی را فاش کند و به کمک هزاران انسان دیگر آید. به جز نوع اول این ابتلاء که دانش فرد در مورد بدیهیات علم زیستشناسی را میسنجد میتوان با آزمایش توانایی فرد در علم آمار را نیز طریقت این ابتلاء قرارداد. اما این روش نسبت به روش قبلی ضریب خطای بالاتری دارد چون ممکن است فرد مبتلیعلیه تعریف انحراف معیار را به زور و فشار استاد جمعیتشناسی حفظ کرده باشد اما واقعاً نداند که چطور یک واریانس را محاسبه کند و عملیات فاکتور آنالیز را انجام دهد. در جواب هم سربالا میگوید همۀ این کارها را میتوان با اسپیاساس انجام داد، اما بعد میبینیم که حتی کار با اسپیاساس را نیز بلد نیست.
نباید از خاطر برد که این آزمایش به معنی بیهوده بودن تحصیلات این افراد نیست. اگر کسی در این ابتلاء ناموفق بود -چنان که اکثریت قاطع محصلین این رشتهها هستند- به این معنی نیست که باید ایشان را از دانشگاه خارج کرد و به قصد دوشیدن گاوهای شیری و چراندن بزهای گوشتی و تراشیدن میشهای پشمی منتصب به شغل شریف چوپانی کرد. بلکه فقط باید برای این عزیزان یادآور شد که اگر فردا روزی از دار دنیا رانندگی تاکسی یا ریاست بنگاه مشاورات املاکی نصیبشان شد به دلیل کملطفی عالم و ناتوانی جهانیان از درک تواناییهای آنها نیست و برخلاف آنچه که خواندهاند و در کلهشان کردهاند آنها نه واقعاً توانایی اداره و سیاستگذاری برای جامعه را دارند نه شایستۀ بررسی و ارتقاء روان انسانها هستند.
پینوشت: اوسا برای مدعیان فقه، ریاضی و فلسفه نیز ابتلائات دیگری دارد که در آینده منتشر خواهند شد.
معجم کلمات ناآشنا:
معجم: فرهنگ، واژهنامه
ابتلاء: آزمایش، سنجش
حیلت: حیله، شگرد
رفع و مرتفع کردن مشکلات: برداشتن و حل کردن آنها
مجرا (مجاری): روش، نحوۀ، محل/نحوۀ وقوع
بیشبینی: زیادهانگاری یا در اصطلاح انگلیسی overestimation
مکنت: مقام و رتبۀ بالا
تباهی: معنای نابودی و هلاکت میدهد، اما در این متن میتواند معنیِ ریاکاری نیز بدهد که در عربی شایعتر است.
شَمل: همخانواده با شامل، به معنای «اتحاد و یکپارچگی»
خذه أخذاً: او را به سختی بگیرید! ، او را هرگز رها نکنید!
قوّادی: جاکشی، کسی که افراد را برای زنا یا لواط به هم برساند و مقدمات فعلشان را فراهم کند.
قلب کردن: جعل کردن، قلابی ساختن
اهمّ: مهمترین، پراهمیتترین
جوانح: به معنای دندههای پایینی انسان است
مرتبت: مکنت، مقام، رتبه
ارغوان: درختی که در وقت شکوفه نه فقط بر روی شاخههایش، بلکه بر روی تنه و ریشه و شاخههای قطوری که مناسب حال شکوفهها نیستند گل میدهد.
مبتلیبه: مورد آزمایش، تحت سنجش
یوراسیل: یکی از بازهای موجود در ملکولهای آرانای (رنا) که از روی دنا (دیانای) ساخته میشود.
باز: در این متن در خلاف اسید به کار رفته است و به ملکولهایی اطلاق میشود که در محلول اگر وارد شوند پروتون میگیرند. معنای فتح شده و عقاب نیز میدهد که مربوط به بحث نیست.
تیلومر: قسمتی در آخر همۀ کروموزومها که وظیفهاش حفاظت از دیانای انسان است و نقش مهمی در جلوگیری از پیدایش سرطان و مبارزه با پیری دارد.
ماتریکسهای وراثت: نوعی جدول در علم ژنتیک هستند که در آن نحوۀ به ارث رسیدن صفات مختلف نشان داده میشود.
صحبت کردن از نخود و مگس: یعنی فرد با تحقیقات مندل و باقی محققین علم ژنتیک آشناست و میتواند با استناد به آزمایشهای ایشان ایدههای خود را توضیح دهد.
طریقت: متود، روش، شیوه (گاه در تضاد با شریعت به کار میرود که در این متن مقصود نویسنده نبوده است.)
إبتلائات اٌوسية
در لزوم ابتلاء
زندگی دشوار است و همواره دشوار بودهاست. بسیاری از این مشقّتها با هیچ حربه و حیلتی قابل دفع نیستند و مرد بردبار باید آنها را به دوش بکشد. اما از آن مقدار که میتوان رفع کرد، باید کوشید که تماماً مرتفع گردند. یکی از اصلیترین مجاری مبتلا شدن به مشقّتِ قابلِ رفع ناتوانی در تشخیص انسانهای ناباب و بیشبینی ظرفیّتهای آنان است. از همین باب، اوسا برای در امان ماندن خودش از آثار این افراد امتحانات و فتنههایی را برای شنایی و پرهیز از انسانهای کمجنبه تدارک دیده است که در ادامه به بیان دو تا از آنها میپردازیم.
تستِ هو دو یو دو (How Do you Do?)
زبان دانستن در زندگی امروزی نه کار دشواری است و نه دیگر منزلت و مکنت بالایی دارد و به لطف حق تعالی روزی با همّت مهندسان و عصبشناسان این توانایی به ارزانی و تماماً به همۀ انسانها تقدیم میشود تا یکی دیگر از درهای تزویر و تباهی برای ابد بسته شود و یکپارچهتر گردد شمل انسانیت. اما تا محقق شدن آن روز، اگر کسی دیدیم که انگلیسی بلد بود، اما مطمئن نبودیم تا چه حد، میتوانیم خیلی ساده در حالت سلام علیک و تعارف از او بپرسیم: هو دو یو دو؟ اگر او آشنا با زبان انگلیسی تا حد معقولی باشد، میداند که این جمله یعنی «احوالت چگونه است؟» و در پاسخ میگوید «خوبم» یا «الحمد لله رب العالمیین» و اگر پاسخ دومی را به انگلیسی گفت، خذه أخذاً که او تحفهای نادر است. اما اگر دیدیم که او کمی گیج شده و در پاسخ میگوید «از کارواش آمدهام» یا «دارم میروم سرشیر بخرم» یا «من در زیدآباد قوادی میکنم» بدانید که سؤال مذکور را با سؤالات زیر اشتباه گفته است و عیارش به اندازۀ کافی بالا نیست.
-What were/are you doing? (چیکارا میکردی/میکنی؟)
-What do you do (for a living)? (کار و بارت چیه؟)
حال اینکه این کمعیاری از سر عسر است یا تقصیر خود بحث درازی دارد و قبول نشدن در این ابتلاء هم الزاماً به معنی نابلدی یا ناتوانی در یادگیری انگلیسی نیست. ای بسا انسانها که بسیار راه رفتهاند اما به بیراهه.
یوراسیل
رشتۀ جامعهشناسی در کنار بسیاری از شاخههای انسانشناسی و روانشانسی جولانگاه انسانهای درشتخوی و پستی است که به لطف درسهای آسان و نظامهای آسانگیر در مراتبِ پست آکادمیک عناوین و القابی را قلب کردهاند.
لکن خود این حوزهها از اهمّ جوانح علوم انسانها هستند و شناختن انسان و جوامع انسان و روان انسانی نه کار آسانی است، نه چیزی است که بدون تلاش و کوشش بسیار بتوان در مسیرش به مرتبتی رسید. بسیاری از محصلین و حتی محققین این رشتهها به اشارتی نه تنها از گروه دانشمندان و صاحبان فضل، بلکه حتی از قماش انسانهای خوب و سربهراه خارج میشوند و خرافاتشان همچون شکوفههای ارغوان از ریشه و تنه و شاخههایشان بیرون میریزد. کم نیستند افرادی از این قبیل که هنوز فروید را آپدیتنشده میفهمند و گهگاهی تنهای به علم کفبینی و فالگیری و ستارهخوانی برای تحلیل اوضاع اجتماعی و احوال روانی انسان میزنند.
با تمام این تفاسیر، ممکن است گاهی کسی در این علوم واقعاً صاحب علم و ذوالفضل باشد و برای مشخص شدن این امر، اوسا از یوراسیل استفاده میکند. کافیست هنگام مباحثه با ایشان وقتی دارند نحوۀ تقسیم ثروت و توزیع منابع و راههای موفقیت را شرح میدهند، یک جوری بحث را به یوراسیل ختم کنیم یا اصلاً بدون مقدمهچینی بپرسم: یوراسیل کجای دیانای قرار میگیرد؟ اگر دیدیم دارد إن قُلت میآورد و به تته پته افتاده است و میگوید «این موضوع چه ربطی به تأثیر زیبایی در موفقیت افراد دارد؟»! بدانید که سابیدهاید به الک و یکی از طرفداران فوکو که احیاناً عنایت خاصی هم به جناب مصباح یزدی دارند به تورتان افتاده است.
اما اگر او بدون درنگ فهمید که ما اصلاً توی دیانای یوراسیل نداریم و اگر هم باشد یکی از بازهایی که در سرتاسر دیانای پراکنده شده است و اینگونه نیست که سر یا ته دیانای باشد، و اگر در تکمیل توضیحاتش یکباره شروع کرد اجزاء کروموزوم را تشریح کردن و توضیح داد که آخر کروموزم یک قسمت خیلی مهمی هست به اسم تیلومر Telomere و شروع کرد برایتان ماتریکسهای وراثت را کشیدن و سخن آوردن از نخود و مگسِ میوه، بدانید که او میداند چه میگوید و از معدود مرواریدهایی است که خود را در صدف سخت علوم انسانیِ جدی وارد کرده است و چه بسا که روزی سِری از اسرار حیات انسانی را فاش کند و به کمک هزاران انسان دیگر آید. به جز نوع اول این ابتلاء که دانش فرد در مورد بدیهیات علم زیستشناسی را میسنجد میتوان با آزمایش توانایی فرد در علم آمار را نیز طریقت این ابتلاء قرارداد. اما این روش نسبت به روش قبلی ضریب خطای بالاتری دارد چون ممکن است فرد مبتلیعلیه تعریف انحراف معیار را به زور و فشار استاد جمعیتشناسی حفظ کرده باشد اما واقعاً نداند که چطور یک واریانس را محاسبه کند و عملیات فاکتور آنالیز را انجام دهد. در جواب هم سربالا میگوید همۀ این کارها را میتوان با اسپیاساس انجام داد، اما بعد میبینیم که حتی کار با اسپیاساس را نیز بلد نیست.
نباید از خاطر برد که این آزمایش به معنی بیهوده بودن تحصیلات این افراد نیست. اگر کسی در این ابتلاء ناموفق بود -چنان که اکثریت قاطع محصلین این رشتهها هستند- به این معنی نیست که باید ایشان را از دانشگاه خارج کرد و به قصد دوشیدن گاوهای شیری و چراندن بزهای گوشتی و تراشیدن میشهای پشمی منتصب به شغل شریف چوپانی کرد. بلکه فقط باید برای این عزیزان یادآور شد که اگر فردا روزی از دار دنیا رانندگی تاکسی یا ریاست بنگاه مشاورات املاکی نصیبشان شد به دلیل کملطفی عالم و ناتوانی جهانیان از درک تواناییهای آنها نیست و برخلاف آنچه که خواندهاند و در کلهشان کردهاند آنها نه واقعاً توانایی اداره و سیاستگذاری برای جامعه را دارند نه شایستۀ بررسی و ارتقاء روان انسانها هستند.
پینوشت: اوسا برای مدعیان فقه، ریاضی و فلسفه نیز ابتلائات دیگری دارد که در آینده منتشر خواهند شد.
معجم کلمات ناآشنا:
معجم: فرهنگ، واژهنامه
ابتلاء: آزمایش، سنجش
حیلت: حیله، شگرد
رفع و مرتفع کردن مشکلات: برداشتن و حل کردن آنها
مجرا (مجاری): روش، نحوۀ، محل/نحوۀ وقوع
بیشبینی: زیادهانگاری یا در اصطلاح انگلیسی overestimation
مکنت: مقام و رتبۀ بالا
تباهی: معنای نابودی و هلاکت میدهد، اما در این متن میتواند معنیِ ریاکاری نیز بدهد که در عربی شایعتر است.
شَمل: همخانواده با شامل، به معنای «اتحاد و یکپارچگی»
خذه أخذاً: او را به سختی بگیرید! ، او را هرگز رها نکنید!
قوّادی: جاکشی، کسی که افراد را برای زنا یا لواط به هم برساند و مقدمات فعلشان را فراهم کند.
قلب کردن: جعل کردن، قلابی ساختن
اهمّ: مهمترین، پراهمیتترین
جوانح: به معنای دندههای پایینی انسان است
مرتبت: مکنت، مقام، رتبه
ارغوان: درختی که در وقت شکوفه نه فقط بر روی شاخههایش، بلکه بر روی تنه و ریشه و شاخههای قطوری که مناسب حال شکوفهها نیستند گل میدهد.
مبتلیبه: مورد آزمایش، تحت سنجش
یوراسیل: یکی از بازهای موجود در ملکولهای آرانای (رنا) که از روی دنا (دیانای) ساخته میشود.
باز: در این متن در خلاف اسید به کار رفته است و به ملکولهایی اطلاق میشود که در محلول اگر وارد شوند پروتون میگیرند. معنای فتح شده و عقاب نیز میدهد که مربوط به بحث نیست.
تیلومر: قسمتی در آخر همۀ کروموزومها که وظیفهاش حفاظت از دیانای انسان است و نقش مهمی در جلوگیری از پیدایش سرطان و مبارزه با پیری دارد.
ماتریکسهای وراثت: نوعی جدول در علم ژنتیک هستند که در آن نحوۀ به ارث رسیدن صفات مختلف نشان داده میشود.
صحبت کردن از نخود و مگس: یعنی فرد با تحقیقات مندل و باقی محققین علم ژنتیک آشناست و میتواند با استناد به آزمایشهای ایشان ایدههای خود را توضیح دهد.
طریقت: متود، روش، شیوه (گاه در تضاد با شریعت به کار میرود که در این متن مقصود نویسنده نبوده است.)
